0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
چهارشنبه 29 دی 1395  3:25 PM

💎 استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم فریاد می‌زنیم؟
یکی از شاگردان گفت:
چون ، آرامش خود را از دست می‌دهیم.
استاد پرسید: درست است امّا چرا با وجودى که طرف کنارمان هست باز داد می‌زنیم ؟
هیچکس جواب درستی نداد , سرانجام استاد گفت :
هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که فریاد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، آنها باید صدایشان را بلندتر کنند . اما وقتی دو نفر عاشق هم باشند آنها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند چون قلب‌هایشان به هم نزدیک است .
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، آنها فقط در گوش هم نجوا می‌کنند . سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند.
این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آنها باقى نمانده باشد ...
 
 

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها