0

داستانهای کوتاه

 
1332214
1332214
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1392 
تعداد پست ها : 1561
محل سکونت : فارس

پاسخ به:داستانهای کوتاه
چهارشنبه 21 مهر 1395  11:57 PM

امام كاظم در زمينى كه متعلق به شخص خودش بود، مشغول كار و اصلاح زمين بود. فعاليت زياد، عرق امام را از تمام بدنش جارى ساخته بود. على بن ابى حمزه بطائنى ، در اين وقت رسيد و عرض كرد: قربانت گردم ! چرا اين كار را به عهده ديگران نمى گذارى ؟ 
((چرا به عهده ديگران بگذارم ؟ افراد از من بهتر همواره از اين كارها مى كرده اند)). 
مثلاً چه كسانى ؟ 
((رسول خدا و اميرالمؤمنين و همه پدران و اجدادم . اساسا كار و فعاليت در زمين از سنن پيغمبران و اوصياى پيغمبران و بندگان شايسته خداوند است ))
 

بدی کردیم خوبی یادمان رفت

زدلها لای روبی یادمان رفت

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها