استاد شهيد مرتضي مطهري فرزند محمدحسين در سيزدهم بهمن ماه سال 1298هـ.ش در قريه فريمان از توابع استان خراسان متولد شد. پدرش فردي روحاني و صاحب فضل بود كه همزمان با تحصيل دوره ابتدايي فرزند، بذر ايمان و اعتقاد را در قلب او كاشت. معلم شهيد در سال 1311 به منظور تحصيل علوم و معارف ديني در حوزه علميه مشهد مقدس ثبت نام كرد و مدت چهار سال از تحصيل خويش را در آن حوزه گذراند. سپس به حوزه علميه قم راه يافت و مدّت شانزده سال از عمر شريفش را در محضر اساتيد بزرگواري چون امام خميني(ره) و آيات عظام آقايان بروجردي(ره) ميرزاعلي آقا شيرازي(ره) و علامه بزرگوار سيد محمدحسين طباطبايي(قدسالله) تلمذ و كسب فيض نمود.
در سال1331 پس از ازدواج به تهران هجرت كرد. سال1334 در كرسي تدريس دانشگاه تهران جاي گرفت و ضمن تدريس به تأليف جلد نخست اصول فلسفه و روش رئاليسم پرداخت.
فعاليتهاي پيش از انقلاب:
متفكر شهيد با اقتدا به ولي خويش پير فرزانه انقلاب، خميني كبير(ره) سياست را عين ديانت و ديانت را عين سياست دانسته و با سلاح تفكر و انديشه همواره در عرصه مبارزه در برابر داعيان انفكاك اين دو عنصر، چون شير ژيان، استوار و پابرجا بود. وي در اين راستا در سال1334 عملاً همكاري خويش را با مجامع اسلامي و كانونهاي مذهبي آغاز كرد و به ايراد سخنراني و نگارش كتاب پرداخت.
در سال1342 در جهت اعتلاي دين رسول الله(ص) حسينيه ارشاد را بنيان نهاد و فعاليتهاي خويش را در اين سنگر بسط داد. در 15خرداد 1342 در پي مبارزات و فعاليتهاي چشمگير توسط عمّال پهلوي دستگير و حبس شد. در سال 1343 ضمن عضويت در جامعه روحانيت مبارز به امر رهبر عاليقدر انقلاب امام راحل(ره) همكاري خويش را با جمعيتهاي مؤتلفه اسلامي آغاز كرد.
سال1349 با كنارهگيري ازحسينيه ارشاد اعتراض خويش را به افكار و عقايد ناخالص حاكم بر فضاي حسينيه مطرح نمود و در پي آن در سال51 دستگير و روانه زندان شد. در همان سال رهبري فعاليتهاي مسجدالجواد(ع) را عهدهدار شد و سال54 نيز در پي ايراد سخنرانيهاي با صلابت و شهامت؛ از سخنراني و حضور بر منابر منع شد.
عارف مجاهد شهيد مرتضي مطهري در سال55 به زيارت مولاي متقيان در نجف اشرف و فرزند خلف آن امام همام، خميني كبير مشرف شدو بار ديگر با پير و مرشد خويش تجديد ميثاق كرد.
فعاليتهاي زمان انقلاب و پس از پيروزي:
مبارزات استاد مطهري در سال57 به اوج خود رسيد. وي رهبري نهضت اسلامي را در اين سال عهدهدار شد و پس از آن به منظور ملاقات با ولي خويش امام خميني(ره)عازم پاريس شد.
اين اسطوره علم و تقوي و مجاهدت گامهاي شايستهاي را در جهت نشر فرهنگ اسلام و به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي برداشت. وي پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي در سال58 به فرمان امام خميني(ره) رياست شوراي انقلاب را عهده دار شد و در اين بستر نيز خدمات ارزندهاي ايفا نمود.
دوازدهم ارديبهشت58، روز موعود و لحظه وصال يار نزديك است. وقت آن رسيده كه با دريدن حجاب ظلماني از حجاب تن رها شود. فيلسوف عاليقدر جهان اسلام پس از اقامه آخرين نماز مغرب و عشاء براي شركت در جلسهاي از منزل خارج و در جلسه حضور مييابد. پس از اتمام جلسه در ساعت30/22 هنگام خروج از جلسه به دست معاندين حق و حقيقت شهد گواراي شهادت را مينوشد و به معشوق ديرينه ميپيوندد.
اميد آن بود كه از اين درخت پرثمر علم و ايمان، بيش از آن چيده شود و دانشمندان پربها تسليم جامعه گردد كه دست جنايتكاران مهلت نداد و جوانان عزيز ما را از ثمره طيبه اين درخت برومند محروم نمود. اما خدا را شاكريم كه آنچه از اين استاد شهيد باقي است، با محتواي غني خود مربّي و معلّم است.
خوشهاي از خرمن كلام استاد:
«دين مقدس اسلام يك دين ناشناخته است، حقايق اين دين تدريجاً در نظر مردم واژگونه شده است و علّت اساسي گريز گروهي از مردم، تعليمات غلطي است كه به اين نام داده ميشود. اين دين مقدس در حال حاضر بيش از هر چيز ديگر از ناحيه برخي از كساني كه مدعّي حمايت از آن هستند، ضربه و صدمه ميبيند.»
«ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد. فكر اين نسل از نظر مذهبي آنچنان كه بايد راهنمايي نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند است.
اگر مشكلي در راهنمايي اين نسل باشد، بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و روبرو شدن با او، با منطق و زبان خودش است. در اين وقت است كه هر كسي احساس ميكند اين نسل بر خلاف آنچه ابتدا به نظر ميرسيد، لجوج نيست و آمادگي زيادي براي دريافت حقايق ديني دارد.
نسل جوان ما مزايايي دارد و عيبهايي. زيرا اين نسل يك نوع ادراكات و احساساتي دارد كه در گذشته نبود و از اين جهت بايد به او حق داد و در عين حال يك انحراف فكري و اخلاقي دارد و بايد آنها را چاره كرد و چاره كردن اين انحرافات بدون در نظر گرفتن ادراكات و احساسات ميسّر نيست. بايد به اين جهات احترام گذاشت. رودربايستي ندارد. بايد به اين آرمانها احترام گذاشت.
اسلام به اين امور احترام گذاشته است. اگر بخواهيم به اين امور بياعتنا باشيم، محال است كه بتوانيم جلوي انحرافهاي فكري و اخلاقي نسل آينده را بگيريم. فكر اساسي اينست كه ما اول درد اين نسل را بشناسيم، درد عقلي و فكري، دردي كه نشانه بيداري است. يعني آن چيزي كه نسل گذشته احساس نميكرد.»
٭حجتالاسلام شهيد دكتر محمد جواد باهنر:
«يكي از خواص استاد اين بود كه سخت در برابر اصل اسلام و اصل قرآن تعصب داشت؛ كوچكترين انحرافي كه در مسايل تفسيري، فلسفي، اقتصادي و اجتماعيِ اسلام ميديد، عكس العمل نشان ميداد.
يادداشتهاي فراوان و گزارشهاي متعدد از نوع موضعگيريهاي گوناگون عليه اسلام در طول تاريخ داشت و جديدترين موضعگيريهاي غلط را عليه اسلام به خوبي ميدانست و آشنا بود و روي آن كار ميكرد و بحث ميكرد.»
٭ علامه جليل القدر سيد محمد حسين طباطبايي(ره):
«مرحوم مطهري هوش فوقالعادهاي داشت و حرف از او ضايع نميشد. حرفي كه ميگفتم، ميگرفت و به مغزش ميرسيد. هر چه ميگفتم هدر نميرفت و مطمئن بودم كه نميرود و وقتي كه ايشان در جلسه درس حاضر ميشدند(اين عبارت عبارت خوبي نيست ولي مقصود را بيان ميكند.) بنده از شوق و شعف حالت رقص پيدا ميكردم، به جهت اينكه ميدانستم هر چه بگويم هدر نميرود و محفوظ است. به همين ترتيب خودش مبدا تحصيل ديگران شد و شروع به تاليف كتابها كرد و انصافاً هم كتابهايش خيلي عالي است.»
٭ همسر استاد:
سه شب قبل از شهادت، ايشان خوابي ديدند، آخرين شب جمعه بود. با يك حالت شوقي از خواب پريدند.
گفتند: الان خواب ديدم كه من و آقاي خميني در خانه كعبه مشغول طواف بوديم كه ناگهان متوجه شدم حضرت رسول(ص) به سرعت به من نزديك ميشوند. همين طور كه حضرت نزديك ميشدند، براي اينكه به آقاي خميني بياحترامي نكرده باشم خودم را كنار كشيدم و به آقاي خميني اشاره كردم و گفتم: يارسول الله، آقا از اولاد شما هستند. حضرت رسول(ص) به آقاي خميني نزديك شدند، با ايشان روبوسي كردند بعد به من نزديك شدند و با من هم روبوسي كردند. بعد لبهايشان را روي لب من گذاشتند و ديگر برنداشتند و من از شدت ضعف از خواب پريدم. به طوري كه گرمي لبهاي حضرت رسول(ص) را هنوز روي لبهايم حس ميكنم.»
بعد ايشان كمي سكوت كردند و گفتند:
«من مطمئن هستم كه عنقريب اتفاق مهمّي براي من رخ ميدهد.»
من گفتم نه انشاءالله حضرت رسول(ص) گفتهها و نوشتههاي شما را تاييد كرده است.
شب چهارشنبه ايشان جلسه داشتند. نماز مغرب و عشاء را خواندند و به من گفتند: «ميروم به جلسه، بعد هم به منزل ميآيم.»
حدود ساعت11شب بود كه از همان جلسه به منزل ما تلفن كردند و گفتند:
«آقا امشب اينجا ميماند و به منزل نميآيد.»
من خيلي تعجب كردم. چون ايشان هيچ وقت جايي نميماند. گفتم:«چرا آقا نميآيند؟ ايشان هيچ وقت شب جايي نميماندند؟»
آن آقا كمي مردد شدند، بعد گفتند:«ايشان تير خوردهاند و الان در بيمارستان طرفه هستند. شما به آنجا بيائيد.»
گوشي را گذاشتم و فوري پسرم را صدا كردم و گفتم:«بلند شو به بيمارستان طرفه برويم كه آقا جان ترور شدهاند.»
هر دو با عجله و ناراحتي به بيمارستان رفتيم. در بيمارستان از پاسداري كه دم در بود پرسيدم: «آقاي روحانـي كه تير خـورده بود اينـجا نياوردند ؟ «ايشان با ناراحتي گفتند:«بله يك مرد خدا به زمين افتاد، يكي از بزرگان به زمين افتاد.»
فهرست خلاصهاي از تاليفات
٭ كتب فلسفي:
اصول فلسفه و روش رئاليسم(پنج جلد) مقالات فلسفي، شرح منظومه(1و2)، شرح مبسوط منظومه(3جلد)، نقدي بر ماركسيسم، فلسفه تاريخ، تعارضات منطقي، حركت و زمان، مسئله شناخت.
٭ اعتقادي و كلامي:
عدل الهي، انسان و سرنوشت، علل گرايش به ماديگرايي(به ضميمه ماترياليسم در ايران)، مقدمهاي بر جهانبيني اسلامي، انسان و ايمان، جهانبيني توحيدي، وحي و نبوّت، انسان در قرآن، جامعه و تاريخ، زندگي جاويد يا حيات اخروي، امامت و رهبري، اسلام و مقتضيات زمان، جهاد، فطرت.
٭ پيرامون سيره معصومين(عليهم السلام) و اولياءالله:
داستان راستان(1و2)، سيره نبوي، جاذبه و دافعه علي(ع)، سيري در نهجالبلاغه، حماسه حسيني(2جلد)، قيام و انقلاب مهدي(عج) (به ضميمه شهيد).
٭ فرهنگ و تمدن اسلامي:
خدمات متقابل اسلام و ايران، آشنايي با علوم اسلامي(منطق و فلسفه، كلام و عرفان و حكمت عملي، اصول فقه و فقه) تماشاگه راز(عرفان حافظ) آشنايي با قرآن(8جلد) تعليم و تربيت در اسلام، فلسفه اخلاق، خاتميّت، سيري در سيره ائمه اطهار(ع) و انسان كامل.
٭ پيرامون زن:
نظام حقوق زن در اسلام، مسئله حجاب، اخلاق جنسي در دنياي غرب.
٭ گفتارها:
ده گفتار، بيست گفتار، گفتارهاي معنوي.
٭ موضوعات ديگر:
امداهاي غيبي در زندگي بشر،(به ضميمه خورشيد دين هرگز غروب نميكند) مديريت و رهبري در اسلام، رشد اسلامي در پيرامون محلّل، شش مقاله(الغدير و وحدت اسلامي، پيامبر امّي، ختم نبوّت، ولاءها و ولايتها، كتابسوزي ايران و مصر، جهانبيني الهي و جهان بيني مادي) حق و باطل،(به ضميمه احياي تفكر اسلامي)، تكامل اجتماعي انسان(به ضميمه هدف زندگي، الهامي از شيخ الطائفه، مزايا و خدمات مرحوم آيتالله بروجردي)، ربا، بانك، بيمه.
فرازهايي از كلام امام خميني(ره) در سوگ استاد:
«من فرزند عزيزي را از دست دادهام و در سوگ او نشستم كه از شخصيتهايي بود كه حاصل عمرم محسوب ميشد.
در اسلام عزيز با شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودان ثلمهاي وارد شد كه هيچ چيز ديگر جايگزين آن نيست.
مطهري فرزندي عزيز براي من و پشتوانهاي محكم براي حوزههاي ديني و علمي و خدمتگزاري سودمند براي ملّت و كشور بود، خدايش رحمت كند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جايگزين فرمايد.»
استاد از ديدگاه رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي حضرت آيتالله خامنهاي:
«هيچ يك از متفكرين زمان ما فراوردهاي چون مطهري ندارند. آقاي مطهري در پيروزي انقلاب، بلكه در بوجود آوردن اين انقلاب هم نقش بسيار مؤثري داشتند، امّا در مورد حراست از مرزهاي ايدئولوژيك و حفظ نه شرقي و نه غربي و به خصوص التقاط زدايي از انديشه اسلامي، آقاي مطهري يك فرد بينظير بود.»
|