0

داستان هایی از بحارالانوار

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

داستان هایی از بحارالانوار
چهارشنبه 30 تیر 1395  3:15 PM

پاداش دسته گل اهدايي
 

يكي از كنيزان امام حسين عليه السلام خدمت حضرت رسيد، سلام كرد و دسته گلي تقديم آن حضرت نمود.
حضرت هديه آن كنيز را پذيرفت و در مقابل به او فرمود:
تو را در راه خدا آزاد كردم.
انس كه ناظر اين برخورد انساني بود از آن حضرت با شگفتي پرسيد:
چگونه در مقابل يك دسته گل بي ارزش او را آزاد كردي؟! - چون ارزش مادي يك كنيز به صدها دينار طلا مي رسيد. -
حضرت با تبسمي حاكي از رضايت خاطر بود فرمود:
خداوند اينگونه ما را ادب كرده، چون در قرآن كريم مي فرمايد:
اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها
اگر كسي به شما نيكي كرد او را نيكي و رفتار شايسته تري پاسخ دهيد.
و من فكر كردم، از هديه اين كنيز بهتر اين است كه در راه خدا آزادش كنم 
اگر واقعا هر كس خوبيهاي مردم را با نيكيها و رفتار خوب تري پاسخ مي داد،

همان طور كه خاندان پيغمبر گرامي انجام داده اند، زندگي بهتر و جامعه ما جامعه اي اسلامي مي شد.
 

 

جلد ۳ بحارالانوار
 

تشکرات از این پست
nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها