پاسخ به: جهاد در نهج البلاغه
یک شنبه 26 اردیبهشت 1395 11:39 PM
لَعَمر الله - سُعرُ نار الحرب أنتم تُكادون و لا تكيدون، و تنتقص أطرافكم فلا تمتعضون، لا ينام عنكم و أنتم فى غفلة ساهون.... و الله أن امراء يمكن عدوه من نفسه يعرق لحمه، و يهشم عظمه، و يفرى جلده، لعظيم عجزه ضعيف ما ضمت عليه جوانح صدره؛ أنت فكن ذالك ان شئت، فأما أنا فوالله دون أن اعطى ذلك ضرب بالمشرفية تطير منه فراش الهام، و تطيح السواعد و الاقدام، و يفعل الله بعد ذلك ما يشاء.
براى تشويق مردم به جنگ با اهل شام فرمود: سوگند به خدا، كه شما بد شعله اى براى آتش هستيد! زيرا به شما نيرنگ مى زنند و شما نيرنگ نمى زنيد. شهرهاى شما را مى گيرند و شما خشمگين نمى شويد، دشمن از شما غافل نيست و شما در غفلت و بى خبرى به سر مى بريد... به خدا سوگند، مردى كه دشمنش را بر خود چنان مسلط كند كه گوشتش را تا استخوان بخورد و استخوانش را در هم شكند و پوستش را بكند، مردى بس ناتوان و زبون است و در سينه اش دلى ضعيف دارد. تو اگر خواهى چنين باشى باش! اما من به خدا سوگند، چنين نخواهم بود، بلكه با شمشيرهاي مشرفى چنان بر او خواهم نواخت كه ريزه استخوان هاى سر او بپرد و دست ها و پاها به هر سو پراكنده شود، از آن پس خدا هر چه خواهد بكند.44
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.