0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  8:06 PM

بشنیده بدم که جان جانی

آنی و هزار همچنانی

از خلق نشان تو شنیدم

کفو تو نبود آن نشانی

الحمد شدم ز حمد گفتن

تا بوک بدان لبم بخوانی

جان دید کسی بدین لطیفی

کس دید روان بدین روانی

ای قوت قلوب همچو معنی

وی صورت تو به از معانی

ای گشته ز لامکان حقایق

از لذت کان تو مکانی

ای شاه و وزیر را سعادت

وی عالم پیر را جوانی

آن جان که از این جهان جهان بود

کردیش تو باز این جهانی

جانی چو تو باشد این جهان را

باقی بود این جهان فانی

جان چرب زبان توست اما

نبود به لسان تو لسانی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها