0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:55 PM

ندارد مجلس ما بی‌تو نوری

که مجلس بی‌تو باشد همچو گوری

بیایی یا بدان سومان بخوانی

ز فضلت این کرامت نیست دوری

خلایق همچو کشت و تو بهاری

به تو یابد شقایقشان ظهوری

تجلی کن که تا سرمست گردند

کنند اجزای عالم مست شوری

چو دریای عتاب تو بجوشد

برآید موج طوفان از تنوری

چو گردون قبول تو بگردد

شود جمله مصیبت‌ها سروری

خمش بگذار این شیشه گری را

مبادا که زند بر شیشه کوری

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها