0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:10 PM

ای دیده راست راست دیده

چون دیده تو کجاست دیده

آن قطره بی‌وفا چه دیده‌ست

بحر گهر وفاست دیده

اجری خور توتیا چه بیند

اجری ده توتیاست دیده

ای آنک ز روز و شب برونی

روز و شب مر تو راست دیده

در پرتو آفتاب رویت

در رقص چو ذره‌هاست دیده

بد بی‌تو دو دیده دشمن جان

اکنون ز تو جان ماست دیده

ای دیده تان چو دل پریشان

در عین دل شماست دیده

هر دیده جدا جدا از آن است

کز دیده ما جداست دیده

چون دیده خدای را ببیند

گویی که مگر خداست دیده

چون دیده کوه بر حق افتاد

از هر سنگیش خاست دیده

زر شد همه کوه از تجلی

یعنی همه کیمیاست دیده

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها