0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  7:09 PM

سماع آمد هلا ای یار برجه

مسابق باش و وقت کار برجه

هزاران بار خفتی همچو لنگر

مثال بادبان این بار برجه

بسی خفتی تو مست از سرگرانی

چو کردندت کنون بیدار برجه

هلا ای فکرت طیار برپر

تو نیز ای قالب سیار برجه

هلا صوفی چو ابن الوقت باشد

گذر از پار و از پیرار برجه

به عشق اندرنگنجد شرم و ناموس

رها کن شرم و استکبار برجه

وگر کاهل بود قوال عارف

بدو ده خرقه و دستار برجه

سماح آمد رباح از قول یزدان

که عشقی به ز صد قنطار برجه

به عشق آنک فرشت گوهر آمد

چو موج قلزم زخار برجه

چو زلفین ار فروسو می‌کشندت

تو همچون جعد آن دلدار برجه

صلایی از خیال یار آمد

خیالانه تو هم ز اسرار برجه

بسی در غدر و حیلت برجهیدی

یکی از عالم غدار برجه

بسی بهر قوافی برجهیدی

خموشی گیر و بی‌گفتار برجه

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها