0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:26 AM

بگو به گوش کسانی که نور چشم منند

که باز نوبت آن شد که توبه‌ها شکنند

هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم

که غمزه‌های دلارام طبل حسن زنند

چو یار مست خرابست و روز روز طرب

به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه کنند

به گوش هوش بگفتم به آب روی برو

که این دم ار که قافی هم از بنت بکنند

ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش

کنون به کوی خرابات جمله بوالحسن اند

بگیر مطرب جانی قنینه کانی

نواز تنتن تنتن که جمله بی‌تو تنند

مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق

که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند

به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست

همه زنند به معنی ببین زنان چه زنند

به جان جمله جان‌ها که هر کش آن جان نیست

همه تنند نگه کن فروتنان چه تنند

خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست

خسان سیاه گلیمند اگر چه یاسمنند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها