0

غزلیات مولوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:غزلیات مولوی
جمعه 10 اردیبهشت 1395  12:03 AM

عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌درد

دیوانه همی‌گردد تدبیر همی‌درد

تقصیر کجا گنجد در گرم روی عاشق

کز آتش عشق او تقصیر همی‌درد

تا حال جوان چه بود کان آتش بی‌علت

دراعه تقوا را بر پیر همی‌درد

صد پرده در پرده گر باشد در چشمی

ابروی کمان شکلش از تیر همی‌درد

مرغ دل هر عاشق کز بیضه برون آید

از چنگل تعجیلش تأخیر همی‌درد

این عالم چون قیرست پای همه بگرفته

چون آتش عشق آید این قیر همی‌درد

شمس الحق تبریزی هم خسرو و هم میرست

پیراهن هر صبری زان میر همی‌درد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها