پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 3:28 PM
تکیده، منتظر، کسی کنارم ایستاده بود
کسی که مثل سایه ام عمیق بود و ساده بود
و مثل یک مترسک غریب در میان دشت
دو چشم یکنواختش به چشمم اوفتاده بود
کنارِ جوی نقره ای، نشست زیر آفتاب
غروب، خسته، بی رمق مسافری پیاده بود
سلام کرد، حرف زد، سکوت کرد، دور شد
نگاه کردم آن طرف ... غبار بود و جاده بود
صدا زدم کجا؟ شبح کمی ز جاده دورتر
به شانه های خسته ام، به باد تکیه داده بود ...