0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  1:06 AM

خورشید را با دستهایت جا به جا کن

دارد به سمت غربت شب میرود باز

اینجا شلمچه مرکز-گردان عشق-است

پر میکشد از دفترم معنای پرواز

**

وقتی نگاه حضرت خورشید اینجاست

این خاکها فرزند خاک کربلایند

ای سرزمین نخل های سر بریده

این روزها مردان اهل دل کجایند؟

**

آغوش اینجا با شهیدان خو گرفته

از هر طرف داغ هزاران مرد پیداست

افتاده یک سو تکۀ دستان یک گل

از چهرۀ خاکش همیشه درد پیداست

**

ای سرزمین! دنبالۀ خورشید هستی

حتی اگر حالا جدا افتادی از آن

مثل شهیدی که سرش از تن جدا شد

اکنون غریب و بی صدا افتادی از آن

**

دارد دلم بد جور میگیرد خدایا

حال و هوایم مصرعی از یک جنون است

خورشید مجروح است و هنگام غروبش

چشمان خیس آسمان هم رنگ خون است

**

بی اختیارم اشک هایم طعم شعرند

وقتی ردیف و قافیه باران عشق است

گم میشود قلبم کنار روح اینها

اینجا شلمچه مرکز-گردان عشق- است

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها