0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  1:00 AM

شهدا و دفاع مقدس

 

گرمای سوسنگرد اگر بالای چل بود

آب و هوای شهر تهران معتدل بود

خورشید هم، همدرد با بی کاریِ او

در آسمان پر غبار کوچه ول بود

چیزی که دنبالش نبوده سهمش از نفت

ارزانی کمپانی توتال و شِل بود

همسنگر خوبش که روزی جفت او بود

در پشتِ میز، اکنون ضمیر منفصل بود

می خواست تا درخواستی... رویش نمی شد

می خواست حرفی، نامه ای... اما دو دل بود

حاجی مرا یادت می آید؟ کربلای...

هم رزم از پیشینه اش گویی خجل بود

حاجی، نه! دکتر روی برگرداند و حل شد

در قهوه اش که مثل بهمن شیر گل بود

آیینه دار زخم های نسل او شد

اشکی که کنج چشم هایش مشتعل بود

سیم بسیجی وصل بود اما ندانست

حاجی خودش شخصاً به بالا متصل بود

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها