پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395 1:00 AM
در باد نشانههای بال و پر توست
بر گونه هنوز بوسه آخر توست
گفتند به من در آسمانی... بابا!
خورشید به خون نشسته شاید سر توست
**
گفتم کمی از بهار خون حرف بزن
از غیرت شهر واژگون حرف بزن
وقتی پدرم شهید شد مجنون بود
آقای معلم از جنون حرف بزن!
**
اشک و تب و سوز بوی بابا دارد
اینجا شب و روز بوی بابا دارد
شاید که نرفته است، مادر! به خدا ـ
این چفیه هنوز بوی بابا دارد
**
عکست را پنجشنبهها میبوسم
یا میگریم تو را و یا میبوسم
باور دارم که زنده هستی وقتی ...
...من را میبوسی و تو را میبوسم
**
تا مرهم زخم کهنه ما نمک است
هر سو که نگاه میکنم قاصدک است
من ماندم و یک درد به نامِ پرواز
این درد میان مَردها مشترک است
میلاد عرفان پور