0

اشعار دفاع مقدس

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
یک شنبه 19 اردیبهشت 1395  12:40 AM

ای بر بلندای شهادت ایستاده

داغ رهایی را به پیشانی نهاده

ای والی مستولی شرق خرابات

صافی ترین صوفی به هنگام مناجات

تا باز نگردی به این صحرا سحر را

بر کف گرفته در مصاف تیغ سر را

تا وارهانی یک جهان را زا اسارت

شد بر تو جاری جرأت جهل و جسارت

بر منبر آشوب خواندی خطبه ی داد

پشت ستم از غُرّشت در لرزه افتاد

تو بی تبر در انتهای روز موعود

در عهم شکستی پیکر بت های نمرود

استاد مایی در نوازش چیره دستی

بی نی نوا خوان نیستان الستی

گفتی نباد این نی ، ز زیر وبم بیفتد

در دسن نا اهلان نامحرم بیفتد

این نی بیابان زای دامان حجاز است

بی پرده گویای هزاران رمز و راز است

این نی شراب از درد و داغ وناله  دارد

یک لب ولی چند صد نیستان ناله دارد

گفتی مبادا امتم بی روح گردد

این کشتی بی بادبان  بی نوح گردد

قرآن دریایی به آب و گل نشیند

کشتی نشینان بر لب ساحل نشیند

اهریمنانی کز کفت خاتم گرفتند

از مرگ خود در سوگ تو ماتم گرفتند

اهریمنانی کژ دل و بیگانه اندیش

غافل از یادتو خلق به فکر سفره خویش

چندی است با ایستادن خود خو گرفتند

مرداب گون ماندند و در خود بو گرفتند

آهنگ رفتن به فراموشی سپردند

دین را به چنگال فراموشی سپردند

هرچند می گفتند ، پشت کردند با تو

کردند با تو آنچه را کردند با تو گ

بر عاشقان صادقت منت نهادند

وقتی که جام زهر بر دست تو دادند

مرحوم آقاسی

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها