0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۵۳۷
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:53 AM

بهار آمد و گویی که باد نوروزی

فشانده مشک بر اطراف باغ پیروزی

کنار جوی چو شد سبز در میان چمن

بیا بگو که چه خواهم من از تو نوروزی

ز وصل شاهد گل گشت ناله بلبل

چو در فراق تو اشعار من بدلسوزی

چه باشد ار تو بدان طلعت جهان افروز

چراغ دولت بیچاره یی برافروزی

بلای عشق تو تا زنده ام نصیب منست

باقتضای اجل منقطع شود روزی

چو هست در حق من اقتضای رای تو بد

مگر که بخت منت می کند بدآموزی

مخواه هیچ به جز عشق سیف فرغانی

که عشق دوست ترا به ز هر چه اندوزی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها