0

غزلیات سیف فرغانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۲۰۵
پنج شنبه 12 فروردین 1395  10:25 AM

عاشقانی که مبتلای تواند

پادشاهند چون گدای تواند

حزن یعقوبشان بود زیرا

هر یک ایوب صد بلای تواند

گرچه دارند در درون صد درد

همه موقوف یک دوای تواند

دل قومی بوصل راضی کن

که بجان طالب رضای تواند

مرده عشق و زنده امید

زنده ومرده از برای تواند

آفت عقل و هوش اهل نظر

چشم و ابروی دلربای تواند

ای سلیمان بدستگاه مکوب

سر موران که زیر پای تواند

یک زبانند در ملامت ما

این دو رویان که در قفای تواند

عالمی همچو سیف فرغانی

با چنین حسن مبتلای تواند

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها