0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۰۲
دوشنبه 2 فروردین 1395  12:58 PM

صحبت جان جهان جان و جهان می‌ارزد

لعل جان پرور او جوهر جان می‌ارزد

گوشهٔ دیر مغان گیر که در مذهب عشق

کنج میخانه طربخانهٔ خان می‌ارزد

با چنان نادرهٔ دور زمان می خوردن

یک زمان حاصل دوران زمان می‌ارزد

شاید ار ملک جهان در طلبش در بازی

که دمی صحبت او ملک جهان می‌ارزد

برلب آب روان تشنه چرا باید بود

ساقی آن آب روان کو که روان می‌ارزد

با جمالت بتماشای چمن حاجت نیست

که گل روی تو صد لاله ستان می‌ارزد

سر کوی تو که از روضهٔ رضوان بابیست

پیش صاحب‌نظران باغ جنان می‌ارزد

هر که را هیچ بدستست نمی‌ارزد هیچ

که همانش که بود خواجه همان می‌ارزد

پیش خواجو قدحی باده به از ملکت کی

زانکه لعلیست که صد تاج کیان می‌ارزد

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها