0

غزلیات خواجوی کرمانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۹۲
دوشنبه 2 فروردین 1395  12:44 PM

بدایت غم عشاق را نهایت نیست

نهایت ره مشتاقرا بدایت نیست

سخن بگوی که پیش لب شکر بارت

حدیث شکر شیرین به جز حکایت نیست

بسی شکایتم از فرقت تو در جانست

وگرنه از غم عشقت مرا شکایت نیست

گرم بتیغ جفا می‌کشی حیات منست

چرا که قصد حبیبان به جز عنایت نیست

چنین شنیده‌ام از راویان آیت عشق

که در قرائت دلدادگان روایت نیست

کدام رند خرابات دیده‌ئی کو را

هزار زاهد صد ساله در حمایت نیست

مباش منکر احوال عاشقان خواجو

که قطع بادیهٔ عشق بی هدایت نیست

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها