0

قطعات خاقانی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۱۸۵
دوشنبه 2 فروردین 1395  11:36 AM

روزی میان بادیه بر لشکر عجم

دست عرب چو غمزهٔ ترکان سنان کشید

دیوان میغ رنگ سنان‌کش چو آفتاب

کز نوک نیزه‌شان سرکیوان زیان کشید

میغ از هوا به یاری آ میغ چهرگان

آمد ز برق نیزهٔ آتش فشان کشید

ما عاجز دو میغ که بر دامن فلک

قوس قزح علامتی از پرنیان کشید

من در کمان نظاره که ناگه برید بخت

چون آب در دوید و چو آتش زبان کشید

گفتا مترس ازین گره ناخدای ترس

کاینک خدای کعبه بر ایشان کمان کشید

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها