0

انجیل برنابا

 
mhzahraee
mhzahraee
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 2617
محل سکونت : اصفهان

فصل نهم انجیل برنابا
سه شنبه 24 فروردین 1395  12:29 PM

فصل نهم

(1) و چون هيرودس مرد ظاهر شد فرشته ي خداي در خواب يوسف و گفت:

(2) برگرد به يهوديه؛ زيرا مردند آنانكه مي خواستند مرگ طفل را.

(3) پس يوسف گرفت طفل و مريم را و طفل به هفت سال رسيده بود و آمد به يهوديه، از آنجا كه شنيده بود اينكه از خيلاوس پسر هيرودس حاكم در يهوديه بود.

(4) پس رفت بسوي جليل؛ زيرا ترسيد كه در يهوديه بماند.

(5) آنگاه رفتند تا ساكن شوند در ناصره.

(6) پس باليد طفل در نعمت وحكمت پيش خداي به مردم.

(7) چون رسيد يسوع به سنين دوازده سال، روان شد با مريم و يوسف بسوي اورشليم تا سجده كند آنجا بر طبق شريعت پروردگار كه نوشته شده در كتاب موسي.

(8) چون تمام شد نماز هايشان برگشتند، پس از آنكه گم كردند يسوع را؛ زيرا ايشان گمان كردند كه او به وطن باز گشته با نزديكان ايشان  .

(9) از اين رو مريم با يوسف باز گشتند به اورشليم و سراغ مي نمودند يسوع را ميان خويشان وهمسايگان.

(10) در روز سوم يافتند كودك را در هيكل،ميانه ي علما كه محاجه مي فرمود با ايشان در امر ناموس.

(11) بشگفتي در آورد هر كس را به سؤالها وجواب هاي خود. هركس مي گفت:

(12) چگونه داده شده است به مثل اين علم را؟حال آنكه او تازه جوان است وخواندن را نياموخته!

(13)پس ملامت نمود او را مريم وگفت:اي فرزند! اين چه كاري بود كه به ما كردي؟ پس بتحقيق كه سراغ نموده ايم تو را من وپدرت سه روز،و ما غمگين بوديم.

(14) پس جواب داد يسوع (( آيا نمي داني خدمت به خداي واجب است كه مقدم داشته شود بر پدر ومادر؟  ))

(15) آنگاه يسوع نمود با مادر خود و يوسف در ناصره.

(16) پس بود مطيع ايشان را بتواضع و احترام.

منبع: http://313havvari.blog.ir/post/Download%20gospel%20nearest%20Bible%20to%20Islam

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها