0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۴۸
جمعه 28 اسفند 1394  4:26 PM

داغ‌گل‌کرد بهار از اثر لالهٔ ما

سرمه‌گردید صدای جرس نالهٔ ما

محوجولان هوس‌گشت سروبرگ نمو

داشت پرگار هوا شعلهٔ جوالهٔ ما

چند چون چشم بتان قافله‌سالاری ناز

اثر روز سیاه است به دنبالهٔ ما

با همه جهل‌گر از زاهد ومکرش پرسی

سامری نیست فسون قابل‌گوسالهٔ ما

عاقبت همچو چنار از اثر دست دعا

آتش آورد برون زهدکهن سالهٔ ما

بر سیه‌بختی خود ناز دو عالم داریم

سایه دارد مژه‌ات بر سر بنگالهٔ ما

همچو شمع از چمن آیینه ساغر زده‌ایم

گر رسد رنگ به پرواز شود هالهٔ ما

آب باید شدن از خجلت اظهار آخر

عرقی هست‌گره در نظر ژالهٔ ما

درنه بیضهٔ افلاک شکافی بیدل

تا به‌کام تپشی بال‌کشد نالهٔ ما

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها