0

غزلیات بیدل دهلوی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۱
جمعه 28 اسفند 1394  4:03 PM

دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا

جز وهم وجود و عدمی نیست در اینجا

رمز دو جهان از ورق آینه خواندیم

جزگرد تحیر رقمی نیست در اینجا

عالم همه میناگر بیداد شکست است

این طرفه‌که‌سنگ ستمی نیست در اینجا

تا سنبل این باغ به همواری رنگ است

جزکج نظری پیچ وخمی نیست دراینجا

بر نعمت دنیا چه هوسهاکه نپختیم

هرچند غذا جز قسمی نیست در اینجا

برهم نزنی سلسلهٔ نازکریمان

محتاج شدن بی‌کرمی نیست در اینجا

گرد حشم بی‌کسی‌ات سخت بلندست

از خوبش برون آ علمی نیست در اینجا

ما بی‌خبران قافلهٔ دشت خیالیم

رنگ است به‌گردش‌، قدمی نیست دراینجا

از حیرت دل بند نقاب توگشودیم

آیینه‌گری کارکمی نیست در اینجا

بیدل من و بیکاری و معشوق تراشی

جز شوق برهمن‌، صنمی نیست در اینجا

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها