0

غزلیات اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۵۰۵
جمعه 30 بهمن 1394  9:25 AM

دی ره می‌خانه باز یافته بودم

کار طرب را بساز یافته بودم

جمله به می‌دادم و به مطرب و ساقی

هر چه به عمری دراز یافته بودم

آنچه نه عشق تو بود و رندی و مستی

عین دروغ و مجاز یافته بودم

راه دل رازدار بسته زبان را

در حرم اهل راز یافته بودم

نه پدر و چار مادر و سه پسر را

پیش خود اندر نماز یافته بودم

با همه پستی بلند همت خود را

از دو جهان بی‌نیاز یافته بودم

سایهٔ دربان نگشت زحمت راهم

زانکه ز سلطان جواز یافته بودم

هر هوس و آرزو، که بود دلم را

در رخ آن دلنواز یافته بودم

در نظر اوحدی ز راه حقیقت

نه در افلاک باز یافته بودم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها