0

جام جم اوحدی

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

در فضیلت بی‌خوابی
شنبه 10 بهمن 1394  6:53 PM

 

عز ناخفتن، ار تو هستی کس

نص یا «ایهاالمزمل» بس

شود از آب چشم و بیداری

بر زبان چشمهٔ سخن جاری

خواب را گفته‌ای برادر مرگ

چون نخسبی نمیزنی در مرگ

دل شب زنده‌دار زنده بود

قالب خفته سرفگنده بود

خواب خون در بدن فسرده کند

زندگان را به رنگ مرده کند

جز شب تیره نیست آن ظلمات

که درو یافتند آب حیاب

نشود آب زندگی ریزان

مگر از دیدهٔ سحرخیزان

شب ما تیره و دراز بود

کار ما گریه و نیاز بود

گر حریفی، شبی به روز آور

رخ در آن یار دلفروز آور

ورنه هم عود ما بر آتش کن

شب ما ناخوشیست، شب خوش کن

آنکه را جسته‌ای خریدارست

تو چه خسبی؟ چون دوست بیدارست

دوست بیدار و دشمن اندر خواب

فرصت اینست، فرصتی دریاب

منکرند این حواس جسمانی

دشمن، این دوستان که میدانی

خیز و در خواب کن مر اینان را

باز کن چشم و دیدهٔ جان را

کنج گیران به گنج روح رسند

شب‌نشینان درین فتوح رسند

تو بران گوهر، ار خریداری

نرسی جز به نور بیداری

مردم چشم شب‌نشین را نور

از در عزلتست و فکر و حضور

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها