شمارهٔ ۴۷۹ - در موعظه
سه شنبه 6 بهمن 1394 10:03 PM
افزون نکنی برانچه داری
قانع نشوی بدانچه دانی
مشغول مشو به تن نه اینی
فارغ منشین ز جان نه آنی
گر جانت به علم در ترقی است
آنک تو و ملک جاودانی
ورنه چو به مرگ جهل مردی
هرگز نرسی به زندگانی
دانی چه قیاس راست بشنو
بر خود چه کتاب عشوه خوانی
زین سوی اجل ببین که چونی
زان سوی اجل چنان بمانی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.