شمارهٔ ۴۶۱ - در مدح فیروزشاه
سه شنبه 6 بهمن 1394 10:00 PM
چون تیر نهاده کار عالم را
یک ساعته در کمان تو کوزی
تو ناصر دینی و ازین معنی
یزدان همه نصرتت کند روزی
در حمله درندهای و دوزنده
صف میدری و جگر همی دوزی
پروانه سمندر ظفر باشد
چون مشعلهٔ سنان برافروزی
فرزین بنهی به عرصه رستم را
آنجا که به لعب اسب کین توزی
صد شه به پیادهای براندازد
آنرا که تو بازیی درآموزی
میساز به اختیار من بنده
تا خرمن فتنها همی سوزی
ای روز مخالفانت شب گشته
میخور به مراد دل شبانروزی
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.