0

مقطعات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

شمارهٔ ۳۳۱ - از بزرگی درخواست کاغذ سپید کند
سه شنبه 6 بهمن 1394  9:37 PM

زندگانی مجلس سامی در اقبال تمام

چون ابد بی‌منتها باد و چو دوران بر دوام

آرزومندی به خدمت بیش از آن دارد دلم

کاندرین خدمت توان کردن به شرح آن قیام

هست اومیدم به صنع و لطف حق عز اسمه

کاتصالی باشدم با مجلس عالی به کام

باد معلومش که من خادم به شعر بلفرج

تا بدیدستم ولوعی داشتستم بس تمام

شعر چند الحق به دست آورده‌ام فیما مضی

قطعه‌ای از عمرو و زید و نکته‌ای از خاص و عام

چون بدان راضی نبودستم طلب می‌کرده‌ام

در سفرگاه مسیر و در حضرگاه مقام

دی همین معنی مگر بر لفظ من خادم برفت

با کریم‌الدین که هست اندر کرم فخر کرام

گفت من دارم یکی از انتخاب شعر او

نسخه‌ای بس بی‌نظیر و شیوه‌ای بس بانظام

عزم دارم کان به روزی چند بنویسم که نیست

شعر او مرغی که آسان اندرون افتد به دام

لیکن از بی‌کاغذی بیتی نکردستم سواد

هست اومیدم که این خدمت چو بگزارد تمام

حالی ار دارد به تایی چند به یا ناسره

دستگیر آید مرا اما عطا اما به وام

از سر گستاخی رفت این سخن با آن بزرگ

تا بدین بی‌خردگی معذور دارد والسلام

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها