0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۳۰۳
سه شنبه 6 بهمن 1394  7:03 PM

بنامیزد به چشم من چنانی

که نیکوتر ز ماه آسمانی

اگر چون دیده ودل بودیم دی

بیا کامروز چون جان جهانی

به یک دل وصلت ارزانم برآمد

چه می‌گویم به صد جان رایگانی

اگر با من نیی بی‌تو نیم من

عجب هم در میان هم بر کرانی

خیالت رنجه گردد گه گه آخر

تو نیز این ماه‌گر خواهی توانی

ترا بر من به دل باشد که یارم

مرا از تو گذر نبود که جانی

من از تو روی برگشتن ندانم

تو گر برگردی از من آن تو دانی

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها