0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۲۲۵
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:58 PM

باز چون در خورد همت می‌کنم

سر فدای تیغ نهمت می‌کنم

قیمت یک بوس او صد بدره زر

گر کنم با او خصومت می‌کنم

من دهان خوش می‌کنم لیکن کجاست

وه که یک جو زانچ قیمت می‌کنم

دوشم آن دلبر گرفت اندر کنار

یک زمان یعنی که رحمت می‌کنم

بر سر آن نکته‌ای دریافتم

گرچه دانستم که زحمت می‌کنم

چشم کردم شوخ و گفتم ای نگار

بر سر پا نیز خدمت می‌کنم

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها