0

غزلیات انوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

غزل شمارهٔ ۱۷۲
سه شنبه 6 بهمن 1394  6:51 PM

چارهٔ عشق تو نداند کس

نامهٔ وصل تو نخواند کس

نقش هجران تو که مالد باز

تو توانی اگر تواند کس

در رکابت فلک فرو ماند

هم‌عنانی چگونه راند کس

به غمی چون دل بنستانی

از تو انصاف چون ستاند کس

از تو هرچم بتر به روی رسید

خود به روی کس این رساند کس

هم برین دل اگر بخواهی ماند

تا نه بس در جهان نماند کس

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها