0

زبور عجم اقبال لاهوری

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
شنبه 26 دی 1394  6:44 PM

گمان مبر که نصیب تو نیست جلوهٔ دوست

درون سینه هنوز آرزوی تو خام است

گرفتم این که چو شاهین بلند پروازی

بهوش باش که صیاد ما کهن دام است

به اوج مشت غباری کجا رسد جبریل

بلند نامی او از بلندی بام است

تو از شمار نفس زنده ئی نمیدانی

که زندگی به شکست طلسم ایام است

ز علم و دانش مغرب همین قدر گویم

خوش است آه و فغان تا نگاه ناکام است

من از هلال و چلیپا دگر نیندیشم

که فتنهٔ دگری در ضمیر ایام است

 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها