اسم من «باقلا» است !
دوشنبه 6 دی 1389 9:07 PM
| در خوردن بي همتا هستم. سينه وريه را پاك كرده و آنها را تقويت ميكنم. براي مبتلايان به زخم معده غذاي خوبي هستم. در برگ و پوست من خوتصي است كه كمتر كسي از آنها اطلاع دارد. گل من درمان كننده رماتيسم است... اسم من باقلا است، ولي در تهران بيشتر به من باقلي ميگويند و اعراب نيز باقلي خطاب ميكنند. من يكي از حبوبات قديمي و تاريخي هستم و ساكنان اطراف رودخانه نيل از عهد باستان مرا شناخته و كشت كردهاند. من غذاي خاص حضرت عيسي بودم، آن حضرت مرا خام ميخورند، در ايران نيز گيلانها مرا نپخته ميخورند. من سرشار از ويتامينهاي آ.ب و ث هستم و املاح مفيدي از آهن، آهك و فسفر دارم و به همين جهت در دسته غذاهاي خونساز بوده، و مغز قلم استخوانها را تقويت ميكنم. من در اثر خشك شدن مقداري از ويتامين ث خود را از دست ميدهم، ولي در عوض قدرت غذايي من بالا ميرود و نفخ من كم ميگردد مواد نشاستهاي من از ساير حبوبات كمتر است، و در عوض مواد سفيدهاي بيشتر دارم و روي اين اصل قدرت زندگي من زياد بوده، اشخاص لاغر را تقويت ميكنم، ولي جزو غذاهاي چاق كننده نيستم. من از حبوبات خنك محسوب ميشوم و پيشاب را زياد ميكنم، غرايز جنسي را نيرو ميدهم، زود هضم بوده و به سرعت از معده ميگذرم و با خود خوراكيها ديگر را از معده خارج ميكنم، سينه وريه را پاك كرده و تقويت مينمايم، سرفه خشك را درمان ميكنم. من براي مبتلايان به ذخم معده و اسهال، غذاي خوبي هستم و چون مرا با در آب و سركه بپزند و با پوست بخورند، براي اسهال مفيد ميباشم و بدون سركه براي كليت مرا تجويز ميكنند. هرگز آب پخته مرا دور نريزيد، زيرا گلو را نرم ميكنم و از توليد سنگ جلوگيري مينمايم و گرفتگيهاي معده را باز ميكنم، ضماد آرد من با آرد جو در محل ضرب خوردگي و ورم پستان نافع است، مخصوصا اگر اين ورم در اثر انعقاد شير باشد. لپه مرا كوبيده با سركه و كمي نعناع و عسل مخلوط كنيد و به روي دمل بگذاريد تا سر باز كرده و از بين برود. ضماد من با پيه خوك جهت نقرس مفيد است. سابقا كه زالو انداختن معمول بود، معمولا دانه تازه مرا دو لپه كرده و طرف داخلي آن را روي محل نيش زالو ميچسبانيدند نا خون بند آيد. اين دستور براي بند آمدن بريدگيهاي كوچك هم مفيد است. ضماد آرد من با سفيده تخم مرغ و گل بر روي حدقه چشم كه بر آمده باشد، سودمند است. ضماد آرد من با عسل جهت پاك شدن لكههاي سياه توصيه شده است، ضماد برگ غلاف سبز خارجي من جهت معالجه سوختگي به به كار ميرود. گل من نيز پيشاب آور بوده و جوشانده سي تا شصت در هزار آن براي درمان رماتيسم و عرق النساء (سياتيك) مفيد ميباشد. اگر انگشت شما گوشه كرد ناراحت نباشيد، مقداري از برگهاي مرا گرفته بجوشانيد و انگشت خود را در آب گرم آن فرو بريد، به زودي خوب خواهد شد. اگر گل مرا در هاون قلعي بساييد، و در آفتاب بگذاريد خضاب نبكويي به دست خواهيد آورد، بانواني كه صورتشان ريش درآورد است، ميتوانند موها را با موچين كنده و در جاي آنها چند روز متوالي از خمير آرد من بچسبانند تا آن موها ديگر رشد ننمايد. زيادهروي در خون من خوب نيست، زيرا مطبوخ من خورده شود، چنين عوارضي پيش نخواهد آمد. بيماري فاويسم بعضيها نسبت به محصول تازه من حساسيت داشته، مبتلا به مرض فاويسم ميشوند، علامت اين بيماري زرد شدن رنگ پوست بدن و احساس خستگي و سستي در اعصاب، پيدا شدن خون در ادرار، سر درد و استفراغ است. در اين عارضه خون كم ميشود و درمان آن تزريق خون و سرمهاي غذايي است. اين عارضه فقط مخصوص يك نوع من ميباشد كه معروف به نوع مازندراني است و بيشتر در اطراف مزارع باقلا ديده ميشود. باين بيماري در گيلان باقلا زاله ميگويند و يك بيماري ديگر نيز در گيلان وجود دارد بنام غليزاله كه از خوردن آلوچهي كال بوجود ميآيد و شباهت زيادي به فاويسم دارد و چون اين دو مرض در يك فصل ظاهر ميشوند پزشكان فرقي بين آنها قائل نبوده همهي بيماران را مبتلا به فاويسم تصور ميكنند. داروسازان سنتي ايران اين مرض را شناخته و چنين نوشتهاند: عدهاي با خوردن باقلاي تازه دچار نفخ و اختلاج (بريدن عضلات) ثقل دماغ و فساد خون و ديدن خوابهاي پريشان و ابتلا بخارش ميشوند. بهترين راه براي عدم ابتلا باين بيماري دو لپه كردن باقلا و جوشاندن آن در آب و دور ريختن آب است و همچنين پختن آن در روغن و افزودن ادويه مانند آويشن فلفل دارچين ميخك و از همه مهمتر گلپر است. ضمنا باقلاي خشك اين اثر را ندارد. اهالي محل با خوردن دوشاب بيماران را معالجه ميكنند. |
||
|
برای ِ زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستاش بدارند
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای ِ من، قلبی برای ِ انسانی که من میخواهم
تا انسان را در کنار ِ خود حس کنم.