حجّاج بن مسروق جعفى
یک شنبه 17 آبان 1394 9:21 AM
السَّلَامُ عَلَى بَدْرِ بْنِ مَعْقِلٍ الْجُعْفِيِّ
السَّلامُ عَلى حَجَّاجِ بْنِ مَسْرُوقِ الْجُعْفِى
حجّاج بن مسروق بن مالك بن كثيف بن عتبة الكداع الجعفى، از شيعيان و اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام در كوفه بود. چون باخبر شد كه امام حسين عليه السلام از مدينه به سوى مكّه حركت كرده است، رهسپار مكّه شد و به آن حضرت پيوست. هنگام حركت امام عليه السلام از مكّه به سوى عراق در كنار و همراه امام عليه السلام، و در تمام اوقات نماز مؤذّن آن حضرت بود. در جريان ملاقات حرّ با امام حسين عليه السلام چون ظهر شد، امام عليه السلام به حجّاج فرمود كه اذان بگويد و او نيز گفت.
امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل حجاج و يزيد بن مغفّل را مأمور کردند که عبیدالله بن حر جعفی را به نزدشان دعوت کند ولی او سر باز زد فلذا حضرت فرمودند:
نیکوست که من خود عبیدالله را دیدار کنم واقامه حجت نمایم سپس باجوانان بنی هاشم بجانب خیمه او روان گشتند وآن نگون بخت نپذیرفت وخواستار معاف شده وپیشنهاد شمشیر تیز و اسب خود را کرد.
امام علیه السلام فرمودند: من به طلب اسب وشمشیر تورا دیدار نکردم بلکه خواستم در آن سرای رستگار آیی ،در راه خدا بذل جان باید کرد ،مارا به بذل مال حاجت نیست.
همانا جدم فرمود: آنکس که فریاد اهل بیت من بشنود وبه فریاد آنها نرسد خدای تعالی اورا بزودی در آتش افکند این بفرمود واز خیمه او بیرون شد.
در خبراست که او پس از این واقعه پشیمان شد که چرا آن حضرت را نصرت نکرده ...
او را رکابدار نیز گویند که در مقابل حضرت حاضر شده و این اشعار را قرائت کرد:
فدتک نفسی هادیا مهدیـا الیوم تلقی جدک النبیا
ثـم اباک ذا النـدی علیــا ذاک الذی نعرفه وصیا
والحسن الخیر الرضی ولیا وفاطم الطاهرة و الزکیا
جان من به قربانت ای هدایت گر روشنگر در روزی که ملاقات میکنـی جـدت رسـول الله صلی الله عل یه واله وپدر پر آوازه ات علی علیه السلام را ،همان که او را وصی رسول خدا میدانیم ونیز برادرت حسن علیه السلام ولی مورد رضایت الله و مادر طاهر وپاکت فاطمه سلام الله علیها را در آغوش میگیری.
حجاج در روز عاشورا وارد ميدان شد و چنين رجز خواند:
أَقْدِمْ حُسَيْناً هادِياً مَهْدِيّا الْيَوْمَ تَلْقى جَدَّكَ النَبِيّا
ثُمَّ أَباكَ ذَا الْعَلا عَلِيّا وَالْحَسَنَ الْخَيْرَ الرِّضَى الّوَلِيّا
وَذَا الْجَناحَيْنِ الْفَتَى الكَمِيّا وَاسَدَ اللَّه الشَّهيدَ الْحَيّا
اى حسين، اى رهبر هدايت يافته پيش آى، امروز جدّت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و
پدرت على عليه السلام، امام حسن، جعفر طيّار و حمزه سيّدالشّهدا را ملاقات خواهى نمود.
پس از آن جنگيد و به قولى بيست و پنج تن را به هلاكت رساند. سرانجام خودش نيز به افتخار شهادت نايل شد.
من مبتلایم مبتلای ابتلایت
من بیقرارم بیقرار کربلایت