0

آشنایی با شهیدان کربلا

 
bigharar
bigharar
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : آذر 1392 
تعداد پست ها : 2301

اسلم بن عمرو
یک شنبه 17 آبان 1394  12:34 AM

 

اسلم بن عمرو

در منابع مربوط به قيام امام حسين عليه السلام، از غلامى ترك يا رومى، سخن به ميان آمده است. برخى او را واضح و برخى ديگر اسلم بن عمرو خوانده‏اند. نيز، گروهى او را از آنِ امام حسين عليه السلام و گروهى از آنِ‏جنادة بن حارث سلمانى و ابن شهرآشوب وى را از آنِ حُرّ دانسته است.

نقل شده است كه وى قارى قرآن، داناى به زبان عربى و در مواقعى كاتب امام حسين عليه السلام بوده است. هنگام هجرت امام حسين عليه السلام از مدينه به مكّه و از آنجا به كربلا، همراه آن حضرت بود. روز عاشورا از امام عليه السلام اذن ميدان گرفت و آهنگ پيكار كرد. سماوى رجز زير را به اين غلام نسبت داده است:

أَميرى حُسَيْن وَنِعْمَ الْامير سُرورُ فُؤادَ البَشيرِ النَّذير

فرمانده من حسين عليه السلام است؛ و چه خوب فرماندهى! [همانا او] مايه شادمانى قلب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است.

اما برخى ديگر از منابع رجز مذكور را از آنِ جوانى كه روز عاشورا پدرش شهيد شده‏

بود و به تشويق مادرش وارد ميدان نبرد گرديده دانسته‏اند.

پاره‏اى از مآخذ رجزى را كه در پى مى‏آيد، براى اين غلام ذكر كرده‏اند:

الْبَحرُ مِنْ طَعنى وَضَربي يَصْطَلي وَالْجوُّ مِنْ سَهمي وَنَبلي يَمْتلي‏

اذا حِسامي فِي يَميني يَنْجَلي يَنشَقُّ قَلْبُ الْحاسِدِ المُبَجَّلِ 

دريا از ضربت نيزه و شمشيرم مى‏جوشد؛ و آسمان از تيرم پر مى‏شود.

آنگاه كه تيغ در كفم آشكار شود؛ قلب حسود متكبر شكافته مى‏شود.

غلام پس از مبارزه‏اى شجاعانه و كشتن شمارى از آن قوم تبهكار، سرانجام بر اثر فراوانى جراحات بر زمين افتاد و با اندك توانى كه در بدن داشت، به سوى امام حسين عليه السلام اشاره كرد. حضرت به بالين وى آمد، و دست در گردنش انداخت، و صورت بر صورت او گذاشت. غلام چشم گشوده، با ديدن امام عليه السلام تبسّمى كرد و گفت: «مثل من [ سعادتمند] كيست كه فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صورتش را بر صورتم نهاده است!» و آنگاه به ديدار پروردگار شتافت‏.

من مبتلایم مبتلای ابتلایت
                          من بیقرارم بیقرار کربلایت

تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon nazaninfatemeh
دسترسی سریع به انجمن ها