پاسخ به:بچه هاي شيطون!
دوشنبه 30 شهریور 1388 1:49 PM
تشويق ميکرد که دور هم جمع شوند .
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد
: اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله .
يکى از بچهها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده
.
باران خواهد باريد ... باران خواهد باريد
و من زير باران خيس ميشوم
نياز دارم پاک شوم فراموش شوم
خيسم از خوشبختي
چتري دهيد مرا!!!