ابوالعلاء معري
یک شنبه 5 دی 1389 10:26 AM
| ابوالعلاء معري، بيست و هفتم ربيع الاول سال 363 هجري تدر «معرة النعمان» نزديك شهر حلب به دنيا آمد. هنوز سه سال از عمر او نگذشته بود، كه به علت نبودن امكانات درماني، بر اثر بيماري آبله، چشم چپ خود را از دست داد و پس از مدتي چشم راستش نيز به سفيدي گرائيد و از هر دو چشم به كلي نابينا گرديد و زندگي را با دنيائي از تلخيها و سختيها آغاز كرد. ابوالعلاء بارها ميگفت: من از رنگها فقط رنگ سرخ را ميشناسم، زيرا در روز بيماري، كه به آبله مبتلا شده بودم، لباس سرخي به تن داشتم. اما سختيها و گرفتاريها مانع پيشرفت ابوالعلاء نشد و او از همان دوران نوجواني مشغول آموختن علم و دانش گرديد. ابوالعلاء نزد پدر، مادر، پدر بزرگ و گروهي از افراد خانواده خود تحصيل كرد. او به شعر و ادبيات علاقه فراواني داشت، به طوري كه هنوز يازده سال از عمرش نگذشته بود كه شعر ميسرود، و نابينائي نميتوانست او را از بهره جوئي از علماء و دانشمندان باز دارد. حتي نابينائي مانع سياحتها و گردشهاي علمي او نشد و سفرهائي به طرابلس، لازقيه و ساير شهرهاي سوريه و بغداد نمود. ابوالعلاء بارها ميگفت: همان طور كه افراد، به خاطر بينائي، خداوند را حمد و سپاس ميگويند، من هم به خاطر نابينائي خود، خداي را ستايش ميكنم. باري، هنوز عمرش از بيست سال تجاوز نكرده بود، كه با توجه به حافظه فوق العادهاش، صاحب نظر در علوم مختلف گرديد و به مقام بلند ادبي و فلسفي دست يافت و كتابهاي ارزشمندي از خود به يادگار گذاشت، كه اكنون با گذشت يك هزار سال، هنوز هم از عمق و ارزش بالاي علمي و ادبي برخوردار است. اسامي كتابهاي ابوالعلاء معري بدين شرح ميباشد: 1 - اللزوميات، ديوان بزرگي است، درباره علم نحو، كه داراي نهصد صفحه ميباشد. 2 سقط الزند، ديوان ديگري است، كه بارها و بارها تجديد چاپ شده است. 3 - وسائل ابوالعلاء مجموعه بزرگي است، كه اگر همه آنها جمع آوري شود به هشتصد درس ميرسد. اين رسالهها شبيه به شعر ميباشند، قسمتي از آنها نابود گرديده و باقي مانده آنها به صورت كتاب در سال 1894 در بيروت و در سال 1898 در دانشگاه آكسفورد به زبان انگليسي چاپ شده است. 4 رسالة الغفران. 5 ملقي السبيل. 6 الايك و الغصون. 7 ضوء السقط. ابوالعلاء معري، در عين حالي كه از نعمت چشم محروم بود. در تمام عمر 86 ساله خود، از آموختن علم و دانش باز نايستاد، همواره به طور جدي مطالب علمي را از ديگران ميشنيد و روي آن فكر ميكرد، آنگاه مطالب و نظريههاي خود را براي افراد بازگو مينمود و تأليف ميگرديد تا آن جا كه فيلسوف بزرگ و «خاتم شاعران» عصر بني عباس لقب گرفت. در سال 449 هجري هم وقتي اين دانشمند بزرگ، در وطن خويش زندگي سراسر رنج و بزرگواري را بدرود ميگفت، بزرگترين تشييع جنازه از او به عمل آمد، دويست قاري قرآن بر مزار او جمع شدند ، چهل و هشت شاعر در سوگواري او مرثيهها سرودند و جسد اين دانشمند كم نظير را، با عزت و احترام به خاك سپردند. |
||
|