0

دلشکسته

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته
یک شنبه 18 مرداد 1394  1:41 PM

 کاشکی در ''کوچه های'' کودکی گم می شدم…

هم ''صدای'' قاصدکهای تکلم می شدم…

 

می نشستم زیر "آواز" سپید چلچله…

بار دیگر ''خیس باران'' ترنم می شدم…

 

زندگی را می دویدم تا فراسوی "امید"…

تا که در ''چشم تماشا'' یک توهم می شدم…

 

''آرزو'' می چیدم از رنگین کمان شاپرک…

ناگهان در جنگل پروانه ها "گم" می شدم…

 

می تکاندم ''غم'' غبار اشک را از چشم ''دل'

مهربان ''هم بازی'' عشق و تبسم می شدم…

 

کوچ می کردم از این'' تنهایی'' خاکستری....

بی ریا همسایه "لبخند" مردم می شدم....

 

کودکی آن سوی "حسرت"چشم در راه من است...

کاشکی،،در"کوچه های کودکی"گم می شدم....


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها