0

اينجا هم فرمانده ام

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

اينجا هم فرمانده ام
یک شنبه 17 خرداد 1394  12:04 PM

راوي :همرزم شهيد
منبع :خاطرات همرزمان
جاده هاي كردستان آن قدر نا امن بود كه وقتي مي خواستي از شهري به شهر ديگر بروي ، مخصوصا توي تاريكي ، بايد گاز ماشين را مي گرفتي ، پشت سرت را هم نگاه نمي كردي. اما زين دالدين كه هم راهت بود، موقع اذان ، بايد مي ايستادي كنار جاده تا نمازش را بخواند. اصلا راه نداشت.بعد از شهادتش ، يكي از بچه ها خوابش را ديده بود؛ توي مكه داشته زيارت مي كرده. يك عده هم همراهش بوده اند. گفته بود « تو اين جا چي كار مي كني؟ » جواب داده بوده « به خاطر نمازهاي اول وقتم، اين جا هم فرمانده ام.»

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

تشکرات از این پست
mehdi0014
دسترسی سریع به انجمن ها