پاسخ به:نماز عشق با وضوي خون
چهارشنبه 1 دی 1389 12:14 PM
اين نكته روشن مي كند كه حسين(ع) به قدري براي مولوي مهم است كه او را نماد عشقورزي ميداند و راه سلوك را جز از طريق طي كردن مسير عشق كه مسير حسين(ع) است، ميسر نميداند.
مرتضاي عشق! شمسالدين تبريزي ببين
چون حسينم خون خود در زهر كش همچون حسن48
اگر حسين(ع) عاشق خداست، خدا نيز عاشق حسين است. از اين نظر حسين عاشق ميخواهد در راه و به اراده خداي معشوق خونش ريخته شود تا نزد معشوق پذيرفتهتر حاضر شود.
هركآتش من دارد، او خرقه ز من دارد
زخمي چو حسيناش يا جامي چو حسن دارد49
مولوي نفس رحماني را به حسين(ع) تشبيه مي كند كه بايست از فرات معنويت تا ميتواند سيراب شود و لحظهاي را از دست ندهد. از اين جهت سالكان طريقت بايد در طريق خويش حسينوار عمل كنند و همانند او به شهادت برسند.
حشرگاه هر حسينـي گـر كنون
كــربـلائي كـربـلائي كـربـلا
مشك را بربند اي جان گر چه تو
خوش سقائي خوش سقائي خوش سقا50
نگاه مولوي به عاشورا
مولوي ضمن نقل داستان وضو ساختن حسنين و بازگو نمودن كمال حكمتانديشي آن دو بزرگوار را در «فيه ما فيه»51 در تشبيهي حسين(ع) را مركز و دل حقيقت ميداند و طرف مخاصم او يعني يزيد را فرسنگها از حقيقت دور دانسته و به فراق و هجران تشبيه كرده است.
دل است همچو حسين و فراق همچون يزيد
شهيد گشته دو صد ره به دشت كرببلا52
دشمني با خاندان پيامبر(ص) در حد كفر و ارتداد است تا جايي كه در داستان باغبان و تنها كردن صوفي و فقيه و علوي از يكديگر، اهانت به علوي خطاكار را نيز برنميتابد و گويد: اگر آن باغبان نتيجه پدران مرتد نبود درباره خاندان رسالت اينگونه ياوهگويي نميكرد و چون يزيد و شمر و خوارج، با آل رسول و آل ياسين برخورد نميكرد.
خويشـتــن را بر عـلي و بر نـبي
بسته است اندر زمانه بس غبي
هر كه باشـد از زنـــا و زانيـان
اين بـرد ظـن در حـق ربـانـيـان
آنـچـه گـفـت آن بـاغـبان بوالفضول
حـال او بد دور از اولاد رسـول
گر نـبــودي او نتـيـجـه مـرتــدان
كي چنين گفتـي بـراي خـانـدان؟
خواند افسونها، شنـيـد آن را فـقـيـه
در پيش رفـت آن سـتمكار سفيه
گفت: اي خر اندر اين باغت كه خواند؟
دزدي از پيـغمـبرت ميـراث ماند؟
شيــر را بـچـه هـمي مـاند بدو
تو به پيغمبر به چه ميمانـي؟ بگو...53