پاسخ به:دلنوشته های فاطمی
شنبه 22 اسفند 1394 10:51 PM
چه می گذرد بر آنکه عاشقانه سر بر مزار رسول خدا می نهد ؛
اگر بداند که دیگر هیچ گاه رایحه جان فضای او را حس نخواهد کرد؛
از من با آن مهربان آرمیده در زیر خاک ها بگویید :
ای پدر !کاش بودی و ناله ها و ضجه های مرا می شنیدی !
پس از تو پیکان های مصیبت آن چنان بر آسمان وجود من باریدن گرفت که اگر بر دل روزها مینشست همه یکسره شکار شب می گردیدند . . .
یاد باد روزگاری که در سایه سارت در امان بودم و از احدی نمی هراسیدم که تو پناه من بودی. . .
و امروز کار به جایی رسیده است که باید دشمن درنده ام را با چادرم به عقب برانم.
اگر قمریان شباهنگام بر شاخ درخت تنهایی می گریند ؛
من روز هایم را نیز می گریم.
ای پدر! پس از تو غم انیس من گردید و دیگر هیچگاه مروارید اشک هایم را از چهره بر نخواهم گرفت . . .
. . .
ای مدینه!
آیا دلت آمد گریه های فاطمه را ببینی؟
لرزش شانه های خسته اش را بنگری؟
ضجه های صبح و شامش را بشنوی؟
غصه هایش را . . . ند به هایش را . . .
تنهاییش را . . .
طعنه مردم نمک نشناس را . . .
قهقه این بی مایگان ناسپاس را . . .
و تنها نظاره کنی ؟!
چرا در خود فرو نبردیشان ؟
آیا ضجه های ناموس علی از اشک ناقه صالح کمتر بود ؟
یا این رجاله ها که بر پیشانی تاریکشان پینه های کفر و نفاق حک شده را از ثمودیان بهتر انگاشتی ؟
مردمانی که حتی شنیدن صدای او را هم بر نمی تافتند . . .
خفاشانی کورکه از نور رخساره ا ش بیزار بودند و کاری کردند که آفتاب عالم فروز چهره او برای همیشه با خاک مزاری ناپیدا منکسف شود . . .
و بعد مدعیانه آمدند که :
یگانه یاد گار رسول خدا از میان ما برود و ما او را تشییع نکرده باشیم ؟!
و ما باور کنیم مهربانی جلاد را ؟!
و در گوش کنیم یاوه پیروان امروز شان را که : ما هم فاطمه را دوست می داریم؟!
حاشا . . .
بانوی من!
قسم به خدا که اشک هایتان را فراموش نمی کنیم ؛
ما آن دست خسته ای را که تنها یاور علی بود _ و همه خندیدند که یک دست صدا ندارد _ از یاد نمیبریم.
بگذار انکار همه چیز و همه کس کنند . . .
ولی آن خط خون را که با قلم تقلا از خانه به مسجد کشیدند از دیدگان ما نمی توانند زدود .
و این عود های دوستی که گرگان درنده امروز می افروزند
بوی در سوخته خانه شما را از یادمان نمی برد . . .
ای مهربان ترین مادر گیتی! در واپسین دمان بر یتیمانت گریستی و بر جگر گوشه تشنه کامت اشک فشاندی که مهریه تورا ای آب حیات ؛ بر پاره تنت حرام می کنند . . .
قسم به خدا که نه دست از دامن شما میشوییم و نه لحظه ای بیرق عزای مظلومیتت را بر زمین می نهیم . . .
...امضا؟؟هیچــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
وبلاگ یا حسیــن مظلوم
وبلاگ محبان مهـــــدی عج
وبلاگ مدافعان حرم