0

پاورچین...پاورچین...

 
ma23hasan
ma23hasan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : شهریور 1393 
تعداد پست ها : 828
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:پاورچین...پاورچین...
چهارشنبه 26 فروردین 1394  8:28 PM

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت:...


 

چند می خری؟ گفت: یک درهم. رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست.
(السلام علیک یا کریم اهل بیت یا حسن ابن علی (علیه السلام

 

تاپیک های تحت مدیریت

(عاشقان امام حسن (ع

رستوران راسخونی

تشکرات از این پست
samsam f3080h517
دسترسی سریع به انجمن ها