معیار ازدواج شما چیست؟
با عرض سلام وشب بخیر ..آقای مرادی اگه جواب هایی که به پست ها داده میشه با یک رنگ تایپ بشه خیلی بهتره ....متشکرم ....
سلام و شب بخیر مخصوص دارم خدمت شایسته عزیز. منت گذاشتین بر سر ما. خوش اومدین.
چشم. اطاعت امر. با یک رنگ مینویسم.
چشمتون بی بلا ...متشکرم لطف دارین .....از پاسخگویی زیبا و پرانرژی تون ممنونم .....چون باعث گرمی بحث خواهد شد .....
انواع مختلفی از عشق وجود داره:
الف: عشق یکطرفه؛ که بدترین نوع عشقه.
ب: عشق افلاطونی؛ این عشق به رابطه احساسی یا جنسی میان دو نفر نیازی نداره. این عشق میتونه بین دو دوست برقرار باشه. این عشق پاک و ساده را میتونیم در طول روز با دوستان و اطرافیان خود تجربه کنیم.
ج: عشق به خود؛ انسان اوّل باید بتونه عاشق خودش بشه تا بتونه به فرد دیگری مهرورزی کنه. وقتی با خودمون مهربان نباشیم، نمیتونیم با دیگران هم خوب باشیم.
د: عشق شهوانی؛ به این حس در واقع نمیشه نام عشق داد. بیشتر نوعی جاذبه جسمانیست که تصویری در ذهن دو طرف ایجاد میکنه و سریع هم برطرف میشه.
هـ: عشق ناب؛ این عشق موجب میشه تا خالصانه، بی دریغ و دائمی یک انسان دیگر را همه جانبه دوست داشته باشیم. وقتی عاشق و معشوق هر دو در این حالت باشند، شادترین و بهترین نوع عشق را تجربه می کنند.
و: عشق نوجوانی؛ وقتی در سن رشد هستیم و احساساتمان در حال شکل گیریست، ممکن است دچار عشق های بچهگانه بشیم. عشقهایی که بسیار پاک اما در عین حال بسیار هم سطحیند.
ز: عشق تخیّلی؛ برخی از انسانها فانتزیهای جالبی دارند و به طور مثال، عاشق هنرپیشه فلان فیلم محبوب خود میشن. همه عکسها و پوسترهای او را جمع آوری می کنند. در مورد او هر مطلب و خبری منتشر شود، دنبال می کنند و حتی در خیالات خود با او بیرون هم می روند.
دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است.
صبر و گذشت نشانه های عشق واقعی هستند.
عشق واقعی موجب خوشحالی آدم ها می شود. هر فردی عشق را به گونه ای در وجود خود تجربه می کند. اما به صورت کلی عشق، رابطه ای است که در انتها به ازدواج و بچه دار شدن و بودن دائمی عاشق و معشوق در کنار هم منجر می شود.
عشق قبل از ازدواج بیش از حد اهمیت داده می شود و هیچ توجهی به بعد از آن نمی شود. این به آن خاطر است که عشق مثل اندام های درون بدن انسانها، درون او رشد نمی کند یا توسط یک هورمون خاص در بدن ترشح نمی شود. عشق فقط با تمرین در طولانی مدت است که به وجود می آید. و ازدواج برای زوج ها فرصت های خیلی زیادی را برای تمرین آن فراهم می کند.
به نظرم خلاصه بحث این بشه که اون عشقی که برای ازدواج لازمه اونیه که آدم طرفش رو واقعا جزیی از خودش بدونه! لمس کنه با تموم وجود که دوستش داره!
مثال بزنم: هیچ کس در اینکه مادرش رو دوست داره و مادرش هم اونو دوست داره، شک نداره.
مثلا بگم: من در این که حضرت علی رو دوست دارم، شک ندارم. مطمئن هستم. با تموم سلولهای بدنم این رو درک کردم. چرا؟ چون تا حدودی ایشون رو شناختم و واقعا طرز فکر و عمل ایشون رو قبول کردم؛ اصلا فرض کنید ایشون امام نیستند و این همه روایت و آیه قرآن هم درابرشون نداریم. همون طور که جردان دانشمند مسیحی، اینطور عاشق حضرت شده، بدون اینکه شیعه باشه. عاشق طرز فکر و سیره حضرت شده.
فکر کنم زیاد سخت نباشه که آدم تشخیص بده واقعا کی رو دوست داره، قبول داره، با معیارهاش همخونی داره و به دلش میشینه! فقط یه خورده باید عقل رو بیشتر به کار گرفت تا احساس رو...
به نظر من ایمان معیار خیلی مهمه. وقتی فرد بی ایمانه با هیچی نمیشه به راه بیاریش!
ایمان به تنهایی نمیشه معیار باشه برای زندگی ...البته اگه یه فرد با ایمان مثه بعضی الگوها از جمله بانو امین یا امام خمینی رو بگین بله .....ولی کم یابند .....اصلن برای زندگی، رویایی فکرکردن ضرر میزنه ....
من هم موافقم. ایمان مهمترین معیار است اما همه چی نیست.
همون طور که ایمان بدون اخلاق فایده نداره، شاید به جرات بگم اگه ایمان باشه و دو طرف به دل هم ننشینند، باز هم فایده ای نخواهد داشت.
من تا آخر این تایپک، فقط یه شعار دارم: برید یکی مثل خودتون رو پیدا کنید. همین.
مثل هم بودن هم میتونه مشکل ساز باشه چراکه دونفر که احساساتی باشند سخت تر میتونن کنار هم باشند ،یا دونفر منطقی صرف آسیب میزنه ....یا مرد وزن هردو مزاج سرد داشته باشند هردو بی حال و بی نشاط ،زندگی سخت میشه ....قدیما میگفتند درب و تخته باید جورباشند ....جدیدا میگن تفاوت ها گاهی باعث تفاهم هاست ....
به نظر من ایمان معیار خیلی مهمه. وقتی فرد بی ایمانه با هیچی نمیشه به راه بیاریش!
ایمان به تنهایی نمیشه معیار باشه برای زندگی ...البته اگه یه فرد با ایمان مثه بعضی الگوها از جمله بانو امین یا امام خمینی رو بگین بله .....ولی کم یابند .....اصلن برای زندگی، رویایی فکرکردن ضرر میزنه ....
من هم موافقم. ایمان مهمترین معیار است اما همه چی نیست.
همون طور که ایمان بدون اخلاق فایده نداره، شاید به جرات بگم اگه ایمان باشه و دو طرف به دل هم ننشینند، باز هم فایده ای نخواهد داشت.
من تا آخر این تایپک، فقط یه شعار دارم: برید یکی مثل خودتون رو پیدا کنید. همین.
مثل هم بودن هم میتونه مشکل ساز باشه چراکه دونفر که احساساتی باشند سخت تر میتونن کنار هم باشند ،یا دونفر منطقی صرف آسیب میزنه ....یا مرد وزن هردو مزاج سرد داشته باشند هردو بی حال و بی نشاط ،زندگی سخت میشه ....قدیما میگفتند درب و تخته باید جورباشند ....جدیدا میگن تفاوت ها گاهی باعث تفاهم هاست ....
کاملا درست میگید شما. اما از اون ور هم یکی احساساساتی محض و اون وری منطقی صرف باشه چی؟ اینطوری به نظرتون آسیبش بیشتر نیست تا مورد اول؟؟؟!!!
به نظر من ایمان معیار خیلی مهمه. وقتی فرد بی ایمانه با هیچی نمیشه به راه بیاریش!
ایمان به تنهایی نمیشه معیار باشه برای زندگی ...البته اگه یه فرد با ایمان مثه بعضی الگوها از جمله بانو امین یا امام خمینی رو بگین بله .....ولی کم یابند .....اصلن برای زندگی، رویایی فکرکردن ضرر میزنه ....
من هم موافقم. ایمان مهمترین معیار است اما همه چی نیست.
همون طور که ایمان بدون اخلاق فایده نداره، شاید به جرات بگم اگه ایمان باشه و دو طرف به دل هم ننشینند، باز هم فایده ای نخواهد داشت.
من تا آخر این تایپک، فقط یه شعار دارم: برید یکی مثل خودتون رو پیدا کنید. همین.
مثل هم بودن هم میتونه مشکل ساز باشه چراکه دونفر که احساساتی باشند سخت تر میتونن کنار هم باشند ،یا دونفر منطقی صرف آسیب میزنه ....یا مرد وزن هردو مزاج سرد داشته باشند هردو بی حال و بی نشاط ،زندگی سخت میشه ....قدیما میگفتند درب و تخته باید جورباشند ....جدیدا میگن تفاوت ها گاهی باعث تفاهم هاست ....
کاملا درست میگید شما. اما از اون ور هم یکی احساساساتی محض و اون وری منطقی صرف باشه چی؟ اینطوری به نظرتون آسیبش بیشتر نیست تا مورد اول؟؟؟!!!
نه دور باشن از هم مثل این مثال و نه آنقدر شبیه هم باشند مثله مثال بالا ،بلکه به هم نزدیک باشند نه اینکه مثل هم باشند یا زیاد مخالف هم باشند ....
دوستان محترم!
منتظر جوابم هستما؟!!
بحث خیلی مهمی رو عنوان کردید، ادامه اش بدید لطفا
داداش امید خیلی ساکتید؟!؟!
سلام
بحث در مورد ازدواج هستش بی ربط نیست این مطلبو بگم
یک بریده سخنرانی که پیشنهاد سایت راسخون بوده به این عنوان *****حقیقت ازدواج چیست؟ پاسخ حجت الاسلام پناهیان**** در سایت قرار گرفته
متاسفانه هم استاد پناهیان اشتباه فرمودن هم راسخون که این مطالب خلاف اسلام را نشر داد
دوستان محترم!
منتظر جوابم هستما؟!!
بحث خیلی مهمی رو عنوان کردید، ادامه اش بدید لطفا
داداش امید خیلی ساکتید؟!؟!
سلام
بحث در مورد ازدواج هستش بی ربط نیست این مطلبو بگم
یک بریده سخنرانی که پیشنهاد سایت راسخون بوده به این عنوان *****حقیقت ازدواج چیست؟ پاسخ حجت الاسلام پناهیان**** در سایت قرار گرفته
متاسفانه هم استاد پناهیان اشتباه فرمودن هم راسخون که این مطالب خلاف اسلام را نشر داده
سلام. خلاف اسلام؟؟ آخه چرا؟ مگه میشه؟ لینکشو بیزحمت بذارید. ممنون.
داداشی این لینکش.
http://rasekhoon.net/media/show/957051
چرا نشه ؟
چرا فکر میکنید هرچی استا بفرمان درسته ! ! !
شما هم دانلود بفرمایید شاید به این نتیجه رسیدید
آقای مرادی منظورمان یکی است ولی واژه رو توضیح دادم که خدایی نکرده برداشت ناصحیح صورت نگیره ....
گاهی اوقات زن و مرد معتقدند که حتی اگر یک حرفه وشغل واحد داشته باشند بیشتر همدیگه رو درک میکنند ..در صورتی که فقط درک کردن خالی فایده ای نداره ...مثلا زوج هایی بودن که هردو در یک شغل فعالیت میکردند و هردو به یک اندازه باید زحمت میکشیدند ،هردو به یک اندازه خسته میشن ،هردو مدعی اند که میدانند و.... خوب این زندگی شباهت فراوانی درش هست ولی اگه به جزییات نگاه کنیم سخت میشه ...من نمونه شو زیاد دیدم ....
کاش آقا پویا پستشون رو ویرایش میکردن. اون لینک رو که گذاشتن صفحه من به هم ریخته. نه میتونم نقل قول بزنم و نه تشکر کنم.
آقا پویا میشه این لطف رو بکنید.
جستجوگر من کروم هست خیلی حساسه!!!
دانشجو هست که اصلن شوهرش اهل درس نیست تا دیپلم خونده و وارد بازار شده ولی چنان مشوق وهمراه همسرش هست که یک فرد مشغول به تحصیل مشوق و همراه همسرش نیست ......
البته علت هایی هم داره که بد نیست مد نظر قراربدیم .....شاید چون سختی کاررو چشیدن مایل نیستن همسرشون هم این سختی رو امتحان کنه وووو
1- استاد پناهیان در ابتدای سخنان می فرمایند که ازدواج برای این نیست که لذت مشروع ببرن و دنبال لذت گناه نرن ....
سخنان رهبر معظم انقلاب
"چرا سنّ ازدواج در کشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتیاج ندارد به اطفاء نیاز جنسی و غریزه ی جنسی؟ ما باید این را فکر کنیم"
بعد استاد میفرمان که ....