☂☂ دلنوشته های پاییزی ☂☂
هی پاییز
ابرهایت را زود بفرست
شستن این گرد غم از دل من چندین پاییز باران میخواهد...
پاییز
فصل رسیدن انارهای سرخ است
و انار
چه دل خونی دارد
از رسیدن!
باران غم پاییز است
باران نم اشک چشمه ی پاییز است
این سیل که می بینی روان است به هر سوی
اشک غم عشق دل دیوانه ی پاییز است
شاخه با ریشه خود حس غریبی دارد
باغ امسال چه پاییز عجیبی دارد
غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست از آنک
با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد!
عمر ما عاقبت ای دوست به سر خواهد رسید
باد پاییز ندانی بی خبر خواهد رسید
گل نباشیم اگر گلشن چو خارستان کنیم
بعد ما خار فراوان به ثمر خواهد رسید
تنهایی
نام دیگر پاییز است
هر چه عمیق تر
برگ ریزان خاطره هات، بیشتر ...
برگ ریزان پاییزی و بخشش گناهان
به گزارش «شیعه نیوز»، ابو عثمان می گوید: من و سلمان [علیه السلام] در زیر درختی نشسته بودیم، سلمان شاخه درختی را که برگ هایش خشک شده بود، تکان داد و در نتیجه همه برگ ها بر زمین ریخت.
آنگاه سلمان به من گفت: ای ابوعثمان! از من نمی پرسی که چرا چنین کردم؟
گفتم: سبب این کار چه بود؟
سلمان گفت: با پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم در زیر درخت نشسته بودیم آن حضرت شاخه ای را که برگ هایش خشکیده بود، تکان داد و همه برگ ها بر زمین ریخت سپس به من فرمود: ای سلمان! از من نمی پرسی که چرا چنین کردم؟ عرض کردم : یا رسول الله! سبب چه بود؟
پیامبر فرمودند: مومن چون بر آن وجهی که دستور رسیده، وضو بگیرد و پس از آن نمازهای پنج گانه شبانه روز را به جا آورد، گناهان او می ریزند همچون این برگ ها که از این درخت فروریخت. آن گاه حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود:« وَ اَقِمِ الصّلاة طَرَفَیِ النّهارِ وَ زُلفاٌ مِنَ اللَّیلِ إنَّ الحَسنَاتِ یُذهِبنَ السّیِّئاتِ»(هود 114 ؛ در دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار چرا که حسنات، سیئات(و آثار آنها) را از بین می برند.
منبع:جام نیوز
مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد
روح زندگی را برای خویش نگه می دارد . . .
در خزان بی ظهورت
برگ های چشم من؛
از پی هم مینشینند
باز به خاک جمکران
پاییز امسال رنگ و بوی امام حسین داره...
غربت غروبهای اون، توی غربت آقام گم شده...
صدای خش خش برگهاش، در پیش صدای شکستن استخوانهای اربابم در زیر سم اسبها، شنیده نمیشه...
زردی برگهاش در برابر روی زرد شده بچه های آقام که ترسیدن، رنگی نداره...
قرمزی انار پاییز کجا و قرمزی گودال کربلا از خون اربابم کجا؟!
وقتی می بینم برگی از شاخه ای می افته، یاد یاران باوفای آقام می افتم...
روزهای کوتاه پاییز، آدمو یاد عمر کوتاه شش ماهه رباب می اندازن...
به نظرتون شبهای پاییز طولانی ترن یا اولین شبی که زینب دیگه برادری به نام حسین نداشت؟!
آه، ای پاییز، بدجور بوی حسین میدهی...
پاییز امسال رنگ و بوی امام حسین داره...
غربت غروبهای اون، توی غربت آقام گم شده...
صدای خش خش برگهاش، در پیش صدای شکستن استخوانهای اربابم در زیر سم اسبها، شنیده نمیشه...
زردی برگهاش در برابر روی زرد شده بچه های آقام که ترسیدن، رنگی نداره...
قرمزی انار پاییز کجا و قرمزی گودال کربلا از خون اربابم کجا؟!
وقتی می بینم برگی از شاخه ای می افته، یاد یاران باوفای آقام می افتم...
روزهای کوتاه پاییز، آدمو یاد عمر کوتاه شش ماهه رباب می اندازن...
به نظرتون شبهای پاییز طولانی ترن یا اولین شبی که زینب دیگه برادری به نام حسین نداشت؟!
آه، ای پاییز، بدجور بوی حسین میدهی...
ضمن عرض تشکر از همه دوستان شرکت کننده
امتیازات دلنوشته های پاییزی به شرح زیر است
|
نام کاربری |
امتیازات |
| nazaninfatemeh | ۲۰۰ |
| moradi92 | ۲۰۰ |
| fateme74 | ۲۰۰ |
| tahmores | ۱۵۰ |
| 09303495228 | ۲۰۰ |
| omiddeymi1368 | ۲۰۰ |
| farshon | ۲۰۰ |
| morteza237 | ۱۵۰ |
| namebaran | ۱۵۰ |
| mansfa | ۱۰۰ |
| siryahya | ۱۰۰ |
| ali_kamali | ۱۰۰ |
| ftm1370 | ۱۰۰ |
| maryamjoon | ۱۰۰ |
| mehdi0014 | ۱۰۰ |
| zare58 | ۱۰۰ |
| kordabadi | ۱۰۰ |
| ke2014 | ۱۰۰ |
| ayeneh | ۱۰۰ |
سلام وتشکر امتیاز اهدایی به کاربر fatemexry برای تاپیک زیباشون ۳۰۰ امتیاز مبارکتون باشه
بنام خدا
چقدر زیباست رنگ های پروردگار که در هر فصلی بر روی درختان خودنمائی میکنند.