با هم قرآن بخوانیم
صفحه پانصد و بیست و پنج قرآن آیات 32 تا 49 سوره طور
با قرائت استاد خلیل الحصری
أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٣٢﴾
آيا پندارهايشان آنان را به اين [موضعگيرى] وا مىدارد يا [نه،] آنها مردمى سركشند؟ (۳۲)
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ يا مىگويند: «آن را بربافته.» [نه،] بلكه باور ندارند. (۳۳)
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ﴿٣٤﴾ پس اگر راست مىگويند، سخنى مثل آن بياورند. (۳۴)
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾
آيا از هيچ خلق شدهاند؟ يا آنكه خودشان خالق [خود] هستند؟ (۳۵)
أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾
آيا آسمانها و زمين را [آنان] خلق كردهاند؟ [نه،] بلكه يقين ندارند. (۳۶)
أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ﴿٣٧﴾
آيا ذخاير پروردگار تو پيش آنهاست؟ يا ايشان تسلط [تام] دارند؟ (۳۷)
أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿٣٨﴾
آيا نردبانى دارند كه بر آن [بر شوند و] بشنوند؟ پس بايد شنونده آنان برهانى آشكار بياورد.(۳۸)
أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿٣٩﴾ آيا خدا را دختران است و شما را پسران؟ (۳۹)
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٠﴾
آيا از آنها مزدى مطالبه مىكنى و آنان از [تعهّد اداى] تاوان گرانبارند؟ (۴۰)
أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤١﴾ آيا [علم] غيب پيش آنهاست و آنها مىنويسند؟ (۴۱)
أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ﴿٤٢﴾
يا مىخواهند نيرنگى بزنند؟ و [لى] آنان كه كافر شدهاند، خود دچار نيرنگ شدهاند. (۴۲)
أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٤٣﴾
آيا ايشان را جز خدا معبودى است؟ منزّه است خدا از آنچه [با او] شريك مىگردانند. (۴۳)
وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ ﴿٤٤﴾
و اگر پارهسنگى را در حال سقوط از آسمان ببينند مىگويند: «ابرى متراكم است.» (۴۴)
فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾
پس بگذارشان تا به آن روزى كه در آن بيهوش مىافتند برسند.(۴۵)
يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٤٦﴾
روزى كه نيرنگشان به هيچوجه به كارشان نيايد و حمايت نيابند. (۴۶)
وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٧﴾
و در حقيقت، غير از اين [مجازات]، عذابى [ديگر] براى كسانى كه ظلم كردهاند خواهد بود، ولى بيشترشان نمىدانند [كه آن عذاب چيست]. (۴۷)
وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٤٨﴾
و در برابر دستور پروردگارت شكيبايى پيشه كن كه تو خود در حمايت مايى و هنگامى كه [از خواب] بر مىخيزى به نيايش پروردگارت تسبيح گوى. (۴۸)
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ ﴿٤٩﴾
و [نيز] پارهاى از شب، و در فروشدن ستارگان تسبيحگوى او باش. (۴۹)
صفحه پانصد و بیست و شش قرآن آیات 1 تا 26 سوره نجم
با قرائت استاد خلیل الحصری
وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿١﴾ سوگند به اختر [= قرآن] چون فرود مىآيد، (۱)
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى ﴿٢﴾ [كه] يار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده؛ (۲)
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ﴿٣﴾ و از سر هوس سخن نمىگويد. (۳)
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى ﴿٤﴾ اين سخن بجز وحيى كه وحى مىشود نيست. (۴)
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ﴿٥﴾ آن را [فرشته] شديدالقوى به او فرا آموخت، (۵)
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ﴿٦﴾ [سروش] نيرومندى كه [مسلّط] درايستاد. (۶)
وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ﴿٧﴾ در حالى كه او در افق اعلى بود؛ (۷)
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ﴿٨﴾ سپس نزديك آمد و نزديكتر شد، (۸)
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى ﴿٩﴾ تا [فاصلهاش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد؛ (۹)
فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى ﴿١٠﴾ آنگاه به بندهاش آنچه را بايد وحى كند، وحى فرمود. (۱۰)
مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى ﴿١١﴾آنچه را دل ديد انكار[ش] نكرد. (۱۱)
أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى ﴿١٢﴾ آيا در آنچه ديده است با او جدال مىكنيد؟ (۱۲)
وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى ﴿١٣﴾ و قطعاً بار ديگرى هم او را ديده است، (۱۳)
عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى﴿١٤﴾ نزديك سدرالمنتهى، (۱۴)
عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى ﴿١٥﴾در همان جا كه جنةالمأوى است. (۱۵)
إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى﴿١٦﴾ آنگاه كه درخت سدر را آنچه پوشيده بود، پوشيده بود. (۱۶)
مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى ﴿١٧﴾ ديده [اش] منحرف نگشت و [از حدّ] در نگذشت. (۱۷)
لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى ﴿١٨﴾ به راستى كه [برخى] از آيات بزرگ پروردگار خود را بديد. (۱۸)
أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ﴿١٩﴾ به من خبر دهيد از لات و عزّى، (۱۹)
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى﴿٢٠﴾ و منات آن سومين ديگر، (۲۰)
أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى ﴿٢١﴾ آيا [به خيالتان] براى شما پسر است و براى او دختر؟ (۲۱)
تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى﴿٢٢﴾ در اين صورت، اين تقسيم نادرستى است. (۲۲)
إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى ﴿٢٣﴾
[اين بتان] جز نامهايى بيش نيستند كه شما و پدرانتان نامگذارى كردهايد [و] خدا بر [حقّانيّت] آنها هيچ دليلى نفرستاده است. [آنان] جز گمان و آنچه را كه دلخواهشان است پيروى نمىكنند، با آنكه قطعاً از جانب پروردگارشان هدايت برايشان آمده است. (۲۳)
أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى ﴿٢٤﴾ مگر انسان آنچه را آرزو كند دارد؟ (۲۴)
فَلِلَّهِ الْآخِرَةُ وَالْأُولَى ﴿٢٥﴾ وَآن سرا و اين سرا از آن خداست. (۲۵)
كَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى ﴿٢٦﴾
و بسا فرشتگانى كه در آسمانهايند [و] شفاعتشان به كارى نيايد، مگر پس از آنكه خدا به هر كه خواهد و خشنود باشد اذن دهد. (۲۶)
صفحه پانصد و بیست و هفت قرآن آیات 27 تا 44 سوره نجم
با قرائت استاد خلیل الحصری
إِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلَائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنثَى﴿٢٧﴾
در حقيقت، كسانى كه آخرت را باور ندارند، فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنّث نام مىنهند. (۲۷)
وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا ﴿٢٨﴾
و ايشان را به اين [كار] معرفتى نيست. جز گمان [خود] را پيروى نمىكنند، و در واقع، گمان در [وصول به] حقيقت هيچ سودى نمىرساند. (۲۸)
فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٢٩﴾
پس، از هر كس كه از ياد ما روى برتافته و جز زندگى دنيا را خواستار نبوده است، روى برتاب.(۲۹)
ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى ﴿٣٠﴾
اين منتهاى دانش آنان است. پروردگار تو، خود به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به كسى كه راه يافته [نيز] آگاهتر است. (۳۰)
وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى ﴿٣١﴾
و هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است از آن خداست، تا كسانى را كه بد كردهاند، به [سزاى] آنچه انجام دادهاند كيفر دهد، و آنان را كه نيكى كردهاند، به نيكى پاداش دهد. (۳۱)
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى ﴿٣٢﴾
آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها -جز لغزشهاى كوچك- خوددارى مىورزند، پروردگارت [نسبت به آنها] فراخآمرزش است. وى از آن دم كه شما را از زمين پديد آورد و از همانگاه كه در شكمهاى مادرانتان [در زهدان] نهفته بوديد به [حال ]شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشماريد. او به [حال] كسى كه پرهيزگارى نموده داناتر است. (۳۲)
أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى ﴿٣٣﴾ پس آيا آن كسى را كه [از جهاد] روى برتافت ديدى؟ (۳۳)
وَأَعْطَى قَلِيلًا وَأَكْدَى ﴿٣٤﴾ و اندكى بخشيد و [از باقى] امتناع ورزيد. (۳۴)
أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى ﴿٣٥﴾ آيا علم غيب پيش اوست و او مىبيند؟ (۳۵)
أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى ﴿٣٦﴾ يا بدانچه در صحيفههاى موسى [آمده] خبر نيافته است؟ (۳۶)
وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى ﴿٣٧﴾ و [نيز در نوشتههاى] همان ابراهيمى كه وفا كرد: (۳۷)
أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴿٣٨﴾كه هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد. (۳۸)
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴿٣٩﴾ و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست. (۳۹)
وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ﴿٤٠﴾ و [نتيجه] كوشش او به زودى ديده خواهد شد. (۴۰)
ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الْأَوْفَى﴿٤١﴾ سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند.(۴۱)
وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى ﴿٤٢﴾ و اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست. (۴۲)
وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى﴿٤٣﴾ و هم اوست كه مىخنداند و مىگرياند. (۴۳)
وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا ﴿٤٤﴾ و هم اوست كه مىميراند و زنده مىگرداند. (۴۴)
صفحه پانصد و بیست و هشت قرآن آیات 1 تا 26 سوره نجم و آیات 1 تا 6 سوره قمر
با قرائت استاد خلیل الحصری
وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿٤٥﴾ و هم اوست كه دو نوع مىآفريند: نر و ماده، (۴۵)
مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى﴿٤٦﴾از نطفهاى چون فرو ريخته شود. (۴۶)
وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرَى ﴿٤٧﴾ و هم پديد آوردن [عالم] ديگر بر [عهده] اوست. (۴۷)
وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى﴿٤٨﴾ و هم اوست كه [شما را] بىنياز كرد و سرمايه بخشيد. (۴۸)
وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى ﴿٤٩﴾ و هم اوست پروردگار ستاره «شِعرى». (۴۹)
وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الْأُولَى﴿٥٠﴾ و هم اوست كه عاديان قديم را هلاك كرد. (۵۰)
وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى ﴿٥١﴾ و ثمود را [نيز هلاك كرد] و [كسى را] باقى نگذاشت. (۵۱)
وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى ﴿٥٢﴾
و پيشتر [از همه آنها] قوم نوح را، زيرا كه آنان ستمگرتر و سركشتر بودند. (۵۲)
وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى ﴿٥٣﴾ و شهرها[ى سَدوم و عاموره] را فرو افكند. (۵۳)
فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى﴿٥٤﴾ پوشاند بر آن [دو شهر، از باران گوگردى] آنچه را پوشاند. (۵۴)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكَ تَتَمَارَى ﴿٥٥﴾ پس به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد روا مىدارى؟ (۵۵)
هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الْأُولَى﴿٥٦﴾ اين [پيامبر نيز] بيمدهندهاى از [جمله] بيمدهندگان نخستين است. (۵۶)
أَزِفَتْ الْآزِفَةُ ﴿٥٧﴾ [وه چه] نزديك گشت قيامت. (۵۷)
لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَةٌ ﴿٥٨﴾ جز خدا كسى آشكاركننده آن نيست. (۵۸)
أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ ﴿٥٩﴾ آيا از اين سخن عجب داريد؟(۵۹)
وَتَضْحَكُونَ وَلَا تَبْكُونَ ﴿٦٠﴾و مىخنديد و نمىگرييد؟ (۶۰)
وَأَنتُمْ سَامِدُونَ ﴿٦١﴾ و شما در غفلتيد. (۶۱)
فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا ﴿٦٢﴾۩ پس خدا را سجده كنيد و بپرستيد. (۶۲) سجده واجب
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﴿١﴾ نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه. (۱)
وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﴿٢﴾
و هر گاه نشانهاى ببينند روى بگردانند و گويند: «سحرى دايم است.»(۲)
وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﴿٣﴾
و به تكذيب دست زدند و هوسهاى خويش را دنبال كردند، و [لى] هر كارى را [آخر] قرارى است. (۳)
وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الْأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ ﴿٤﴾
و قطعاً از اخبار، آنچه در آن مايه انزجار [از كفر] است به ايشان رسيد.(۴)
حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ ﴿٥﴾
حكمت بالغه [حق اين بود]، ولى هشدارها سود نكرد.(۵)
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ ﴿٦﴾
پس، از آنان روى برتاب. روزى كه داعى [حق] به سوى امرى دهشتناك دعوت مىكند، (۶)
صفحه پانصد و بیست و نه قرآن آیات آیات 7 تا 27 سوره قمر
با قرائت استاد خلیل الحصری
خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ﴿٧﴾
در حالى كه ديدگان خود را فروهشتهاند، چون ملخهاى پراكنده از گورها[ى خود] برمىآيند. (۷)
مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ ﴿٨﴾
به سرعت سوى آن دعوتگر مىشتابند. كافران مىگويند: «امروز [چه] روز دشوارى است.» (۸)
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ﴿٩﴾
پيش از آنان، قوم نوح [نيز] به تكذيب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند: «ديوانهاى است.» و [بسى] آزار كشيد. (۹)
فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ﴿١٠﴾
تا پروردگارش را خواند كه: «من مغلوب شدم؛ به داد من برس!» (۱۰)
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ﴿١١﴾
پس درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم. (۱۱)
وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ﴿١٢﴾
و از زمين چشمهها جوشانيديم تا آب [زمين و آسمان] براى امرى كه مقدّر شده بود به هم پيوستند. (۱۲)
وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ﴿١٣﴾
و او را بر [كشتى] تختهدار و ميخآجين سوار كرديم. (۱۳)
تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ﴿١٤﴾
[كشتى] زير نظر ما روان بود. [اين] پاداش كسى بود كه مورد انكار واقع شده بود. (۱۴)
وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿١٥﴾
و به راستى آن [سفينه] را بر جاى نهاديم [تا] عبرتى [باشد]؛ پس آيا پندگيرندهاى هست؟ (۱۵)
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿١٦﴾ پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]؟ (۱۶)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ﴿١٧﴾
و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كردهايم؛ پس آيا پندگيرندهاى هست؟ (۱۷)
كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿١٨﴾
عاديان به تكذيب پرداختند. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]؟ (۱۸)
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ﴿١٩﴾
ما بر [سر] آنان در روز شومى، به طور مداوم، تندبادى توفنده فرستاديم، (۱۹)
تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ﴿٢٠﴾
[كه] مردم را از جا مىكند؛ گويى تنههاى نخلى بودند كه ريشهكن شده بودند. (۲۰)
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٢١﴾
پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]؟ (۲۱)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٢٢﴾
و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كردهايم، پس آيا پندگيرندهاى هست؟ (۲۲)
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ﴿٢٣﴾ قوم ثمود هشداردهندگان را تكذيب كردند. (۲۳)
فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ﴿٢٤﴾
و گفتند: «آيا تنها بشرى از خودمان را پيروى كنيم؟ در اين صورت، ما واقعاً در گمراهى و جنون خواهيم بود.» (۲۴)
أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ ﴿٢٥﴾
«آيا از ميان ما [وحى] بر او القا شده است؟ [نه،] بلكه او دروغگويى گستاخ است.» (۲۵) )
سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ ﴿٢٦﴾
به زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ كيست. (۲۶)
إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ ﴿٢٧﴾
ما براى آزمايش آنان [آن] مادهشتر را فرستاديم و [به صالح گفتيم:]«مراقب آنان باش و شكيبايى كن. (۲۷
صفحه پانصد و سی قرآن آیات 28 تا 49 سوره قمر
با قرائت استاد خلیل الحصری
وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَرٌ ﴿٢٨﴾
و به آنان خبر ده كه آب ميانشان بخش شدهاست: هر كدام را آب به نوبت خواهد بود.» (۲۸)
فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ ﴿٢٩﴾
پس رفيقشان را صدا كردند و [او] شمشير كشيد و [شتر را] پى كرد. (۲۹)
فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٣٠﴾
پس چگونه بود عذاب من و هشدارها[ى من]؟ (۳۰)
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ﴿٣١﴾
ما بر [سر]شان يك فرياد [مرگبار] فرستاديم و چون گياه خشكيده [كومهها] ريزريز شدند. (۳۱)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٣٢﴾
و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پندگيرندهاى هست؟ (۳۲)
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ﴿٣٣﴾
قوم لوط هشداردهندگان را تكذيب كردند. (۳۳)
إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ﴿٣٤﴾
ما بر [سر] آنان سنگبارانى [انفجارى] فروفرستاديم [و] فقط خانواده لوط بودند كه سحرگاهشان رهانيديم. (۳۴)
نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَرَ ﴿٣٥﴾
[و اين] رحمتى از جانب ما بود؛ هر كه سپاس دارد، بدينسان [او را] پاداش مىدهيم. (۳۵)
وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُرِ ﴿٣٦﴾
و [لوط] آنها را از عذاب ما سخت بيم داده بود، و[لى] در تهديدها[ى ما] به جدال برخاستند. (۳۶)
وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٣٧﴾
و از مهمان[هاى] او كام دل خواستند، پس فروغ ديدگانشان را سترديم و [گفتيم:] «[مزه] عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد.» (۳۷)
وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِرٌّ ﴿٣٨﴾
و به راستى كه سپيدهدم عذابى پيگير به سر وقت آنان آمد. (۳۸)
فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٣٩﴾ پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشيد. (۳۹)
وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٤٠﴾
و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان كرديم؛ پس آيا پندگيرندهاى هست؟ (۴۰)
وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ﴿٤١﴾
و در حقيقت هشداردهندگان به جانب فرعونيان آمدند. (۴۱)
كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿٤٢﴾
[اما آنها] همه معجزات ما را تكذيب كردند، تا چون زبردستى زورمند [گريبان] آنان را گرفتيم. (۴۲)
أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُرِ ﴿٤٣﴾
آيا كافران شما، از اينان [كه برشمرديم] برترند، يا شما را در نوشتهها[ى آسمانى] خط امانى است؟ (۴۳)
أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِرٌ ﴿٤٤﴾
يا مىگويند: «ما همگى انتقامگيرنده [و يار و ياور همديگر]يم!» (۴۴)
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ﴿٤٥﴾
زودا كه اين جمع در هم شكسته شود و پشت كنند. (۴۵)
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ ﴿٤٦﴾
بلكه موعدشان قيامت است و قيامت [بسى] سختتر و تلختر است. (۴۶)
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ ﴿٤٧﴾
قطعاً بزهكاران در گمراهى و جنونند. (۴۷)
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ﴿٤٨﴾
روزى كه در آتش به رو كشيده مىشوند [و به آنان گفته مىشود:] «لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد].» (۴۸)
إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ ﴿٤٩﴾
ماييم كه هر چيزى را به اندازه آفريدهايم. (۴۹)
صفحه پانصد و سی و یک قرآن آیات 50 تا 55 سوره قمر و آیات 1 تا 16 سوره الرحمن
با قرائت استاد خلیل الحصری
وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ﴿٥٠﴾
و فرمان ما جز يك بار نيست [آن هم] چون چشم به هم زدنى. (۵۰)
وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿٥١﴾
و هم مسلكان شما را سخت به هلاكت رسانديم؛ پس آيا پندگيرندهاى هست؟ (۵۱)
وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ ﴿٥٢﴾ و هر چه كردهاند در كتابها[ى اعمالشان درج] است. (۵۲)
وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ ﴿٥٣﴾ و هر خرد و بزرگى [در آن] نوشته شده. (۵۳)
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ﴿٥٤﴾ در حقيقت، مردم پرهيزگار در ميان باغها و نهرها، (۵۴)
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿٥٥﴾در قرارگاه صدق، نزد پادشاهى توانايند. (۵۵)
الرَّحْمَنُ ﴿١﴾ [خداى] رحمان، (۱)
عَلَّمَ الْقُرْآنَ ﴿٢﴾قرآن را ياد داد. (۲)
خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿٣﴾ انسان را آفريد، (۳)
عَلَّمَهُ الْبَيَانَ﴿٤﴾ به او بيان آموخت. (۴)
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ ﴿٥﴾ خورشيد و ماه بر حسابى [روان]اند.(۵)
وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ﴿٦﴾ و بوته و درخت چهرهسايانند. (۶)
وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ ﴿٧﴾و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت، (۷)
أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ﴿٨﴾ تا مبادا از اندازه درگذريد. (۸)
وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿٩﴾
و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد. (۹)
وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ و زمين را براى مردم نهاد. (۱۰)
فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾
در آن، ميوه [ها] و نخلها با خوشههاى غلاف دار، (۱۱)
وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾ و دانههاى پوستدار و گياهان خوشبوست.(۱۲)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۱۳)
خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ ﴿١٤﴾ انسان را از گل خشكيدهاى سفال مانند، آفريد. (۱۴)
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ ﴿١٥﴾ و جن را از تشعشعى از آتش خلق كرد. (۱۵)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٦﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۱۶)
صفحه پانصد و سی و دو قرآن آیات 17 تا 40 سوره الرحمن
با قرائت استاد خلیل الحصری
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾روردگار دو خاور و پروردگار دو باختر. (۱۷)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٨﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۱۸)
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ ﴿١٩﴾ دو دريا را [به گونهاى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند. (۱۹)
بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ ﴿٢٠﴾ ميان آن دو، حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمىكنند. (۲۰)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢١﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۱)
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ﴿٢٢﴾ از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد. (۲۲)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۳)
وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ ﴿٢٤﴾
و او راست در دريا سفينههاى بادباندار بلند همچون كوهها. (۲۴)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢٥﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۵)
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ ﴿٢٦﴾ هر چه بر [زمين] است فانىشونده است. (۲۶)
وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ ﴿٢٧﴾
و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند. (۲۷)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٢٨﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۲۸)
يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ﴿٢٩﴾
هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مىكند. هر زمان، او در كارى است. (۲۹)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٠﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۰)
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلَانِ ﴿٣١﴾اى جن و انس، زودا كه به شما بپردازيم. (۳۱)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٢﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۲)
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ﴿٣٣﴾
اى گروه جنّيان و انسيان، اگر مىتوانيد از كرانههاى آسمانها و زمين به بيرون رخنه كنيد، پس رخنه كنيد. [ولى] جز با [به دست آوردن] تسلطى رخنه نمىكنيد. (۳۳)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٤﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۴)
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ﴿٣٥﴾
بر سر شما شرارههايى از [نوع] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از كسى] يارى نتوانيد طلبيد. (۳۵)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٦﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۶)
فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ﴿٣٧﴾
پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد. (۳۷)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٣٨﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۳۸)
فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ﴿٣٩﴾
در آن روز، هيچ انس و جنى از گناهش پرسيده نشود. (۳۹)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٠﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۰)
صفحه پانصد و سی و سه قرآن آیات 41 تا 67 سوره الرحمن
با قرائت استاد خلیل الحصری
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ ﴿٤١﴾
تبهكاران از سيمايشان شناخته مىشوند و از پيشانى و پايشان بگيرند. (۴۱)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٢﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۲)
هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ﴿٤٣﴾
اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مىخواندند. (۴۳)
يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ﴿٤٤﴾ ميان [آتش] و ميان آب جوشان سرگردان باشند. (۴۴)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٥﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۵)
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ﴿٤٦﴾
و هر كس را كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است. (۴۶)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٤٧﴾ پس كداميك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۷)
ذَوَاتَا أَفْنَانٍ ﴿٤٨﴾ كه داراى شاخسارانند. (۴۸)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٤٩﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۴۹)
فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ ﴿٥٠﴾ در آن دو [باغ] دو چشمه روان است. (۵۰)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿٥١﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۱)
فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ ﴿٥٢﴾ در آن دو [باغ] از هر ميوهاى دو گونه است. (۵۲)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٣﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۳)
مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ﴿٥٤﴾
بر بسترهايى كه آستر آنها از ابريشم درشتبافت است، تكيه آنند و چيدن ميوه [از] آن دو باغ [به آسانى] در دسترس است. (۵۴)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٥﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۵)
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ﴿٥٦﴾
در آن [باغها، دلبرانى] فروهشتهنگاهند كه دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است. (۵۶)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٧﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۷)
كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ﴿٥٨﴾ گويى كه آنها ياقوت و مرجانند.(۵۸)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٥٩﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۵۹)
هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ﴿٦٠﴾ مگر پاداش احسان جز احسان است؟ (۶۰)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦١﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۱)
وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ﴿٦٢﴾ و غير از آن دو [باغ]، دو باغ [ديگر نيز] هست. (۶۲)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٣﴾ پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۳)
مُدْهَامَّتَانِ ﴿٦٤﴾كه از [شدّت] سبزى سيهگون مىنمايد. (۶۴)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٥﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟ (۶۵)
فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ﴿٦٦﴾در آن دو [باغ] دو چشمه همواره جوشان است. (۶۶)
فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿٦٧﴾پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد؟(۶۷)
صفحه پانصد و سی و چهار قرآن آیات 68 تا 78 سوره الرحمن و آیات 1 تا 16 سوره واقعه
با قرائت استاد خلیل الحصری
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ ﴿١﴾ آن واقعه چون وقوع يابد، (۱)
لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ ﴿٢﴾[كه] در وقوع آن دروغى نيست: (۲)
خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ﴿٣﴾پستكننده [و] بالابرنده است. (۳)
إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا ﴿٤﴾ چون زمين با تكان [سختى] لرزانده شود، (۴)
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا ﴿٥﴾و كوهها [جمله] ريزه ريزه شوند، (۵)
فَكَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا ﴿٦﴾ و غبارى پراكنده گردند، (۶)
وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً ﴿٧﴾ و شما سه دسته شويد: (۷)
فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ ﴿٨﴾ياران دست راست، كدامند ياران دست راست؟(۸)
وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ﴿٩﴾و ياران چپ؛ كدامند ياران چپ؟ (۹)
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿١٠﴾و سبقتگيرندگان مقدمند؛ (۱۰)
أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿١١﴾ آنانند همان مقربان [خدا]، (۱۱)
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿١٢﴾ در باغستانهاى پر نعمت. (۱۲)
ثُلَّةٌ مِّنَ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣﴾گروهى از پيشينيان، (۱۳)
وَقَلِيلٌ مِّنَ الْآخِرِينَ﴿١٤﴾و اندكى از متأخران. (۱۴)
عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ ﴿١٥﴾ بر تختهايى جواهرنشان، (۱۵)
مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ ﴿١٦﴾ كه روبروى هم بر آنها تكيه دادهاند. (۱۶)
صفحه پانصد و سی و پنج قرآن آیات 17 تا 50 سوره واقعه
با قرائت استاد خلیل الحصری
صفحه پانصد و سی و شش قرآن آیات 51 تا 76 سوره واقعه
با قرائت استاد خلیل الحصری
صفحه پانصد و سی و هفت قرآن آیات 77 تا 96 سوره واقعه و آیات 1 تا 3 سوره حدید
با قرائت استاد خلیل الحصری
كه اين [پيام] قطعاً قرآنى است ارجمند، (۷۷) در كتابى نهفته، (۷۸) كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند، (۷۹)وحيى است از جانب پروردگار جهانيان. (۸۰) آيا شما اين سخن را سبك [و سست] مىگيريد؟ (۸۱) و تنها نصيب خود را در تكذيب [آن] قرار مىدهيد؟ (۸۲) پس چرا آنگاه كه [جان شما] به گلو مىرسد، (۸۳) و در آن هنگام خود نظاره گريد -(۸۴) و ما به آن [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمىبينيد-(۸۵) پس چرا، اگر شما بىجزا مىمانيد [و حساب و كتابى در كار نيست]، (۸۶) اگر راست مىگوييد، [روح] را برنمىگردانيد؟ (۸۷) و اما اگر [او] از مقربان باشد، (۸۸) [در] آسايش و راحت و بهشت پر نعمت [خواهد بود]. (۸۹) و اما اگر از ياران راست باشد، (۹۰) از ياران راست بر تو سلام باد.(۹۱) و اما اگر از دروغزنان گمراه است، (۹۲) پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد، (۹۳) و [فرجامش] درافتادن به جهنم است. (۹۴) اين است همان حقيقت راست [و] يقين.(۹۵) پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبيح گوى. (۹۶)
سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١﴾
آنچه در آسمانها و زمين است، خدا را به پاكى مىستايند، و اوست ارجمند حكيم. (۱)
لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴿٢﴾
فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ اوست: زنده مىكند و مىميراند، و او بر هر چيزى تواناست.(۲)
هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴿٣﴾
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست. (۳)
صفحه پانصد و سی و هشت قرآن آیات 4 تا 11 سوره حدید
با قرائت استاد خلیل الحصری
صفحه پانصد و سی و نه قرآن آیات 12 تا 18 سوره حدید
با قرائت استاد خلیل الحصری