دوست هر کس خرد و دانش او و دشمنش جهل و نادانی اوست. امام رضا (ع
دلم هوای حرم کرده یا علی مددی
هوای ذکر پدرها و اشک مادرها
هوای دیدن فوّارههای گوهرشاد
زلال آینهها و صفای مرمرها
صدای طبل و نقاره، اذان گلدسته
هوای عطر خوشِ یاس و مشک و عنبرها
نمیشود که مرا پیش خود نگه داری؟
کنار گنبد زردت، میان کفترها
برای وصف تو شعری که شعر باشد نیست
سروده گرچه ز تو منزوی و قیصرها
شعر رضا احسان پور
نگاهی به صحن و سرای رضوی
از دلم
تا لب ایوان شما
راهی نیست...
فقط چند قدم دلتنگی...
مقداری لیاقت...
همین...
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
آرامگه سبز رضا، قبله ي جان است
گلزار رضا، رشک گلستان جنان است
گلزار رضا، باغ خدا، کعبه دلهاست
آرام دلخسته ي بيتاب و توان است
اين خانه پناهيست براي دل عاشق
اين در، در اميد همه دلشدگان است
بگذار ز کف جان و دل و راه رضا گير
در کوي رضا هر که درآيد به امان است
هر ذره غباري ز درش، راحت دلهاست
درمان دلسوخته دلنگران است
گنجينه ي نور است، همه نور الهي
در سجده شب و روز، زمين است و زمان است
گنج است رضا، گنج نهانخانه زهرا
گنجينه ي عشقي که در اين خانه نهان است
در کوي رضا دست خدا، آينهساز است
در کوي رضا دست صبا، مشک فشان است
اين بارگه عزت و جاه است و جلال است
اين خانه اسرار خداوند جهان است
جانها به هواداري اين چشمه ي نور است
دلها همه از شوق رضا، زمزمه خوان است
گر روي بتابيم ازين قبله، خدايا !
آهوي اسير دل ما را، که ضمان است ؟
يک عمر نهادم به درش، سر به ارادت
کز لطف و کرامات خداوند، نشان است
عشقش به دل «نسترن» افروخت، چراغي
روشن ز فروغش همه دم ديده ي جان است
منبع: کتاب حريم سبز عشق
آقا میشود آغوشت را به روی بال های شکسته ام بگشایی؟
سخت به شما محتاجم.....
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا ایها الامام الرئوف
میگفت میخواستیم بریم زیارت علی ابن موسی الرضا (ع) رفتیم از همسایه هایی که باهاشون سلام علیک داشتیم حلالیت بطلبیم و راهی بشیم تک تک رفتیم دم در همسایه ها و ازشون حلالیت طلبیدیم.همسایه بغلیمون یه دختر فلج داشت که رو ویلچر میشِست خواستیم بریم دم خونه اونا دیدم دختره رو ویلچر نشسته دم در خونه.
بهش گفتم عمو جان چیزی نمیخوای از مشهد برات بیارم؟
گفت هیچی نمیخوام حتی شفا هم نمیخوام از امام رضا فقط به امام رضا بگو میخوام تو خونه ی خودم زندگی کنم……..
در همین حال بودم که صدای مادر و پدر بچه رو از داخل خونه شنیدم
“خانم بیا بزاریمش بهزیستی به خدا بهتره اونجا هم مثله خودش زیاد هست هم بهتر بهش میرسن”….
میگفت رفتم خونه به خانمم گفتم خانم ما که داریم میریم بیا این بچه رو هم با خودمون ببریم پیش امام رضا…….
میگفت سخته و بچه امانت بردن مسافرت مسئولیت داره…..
خلاصه هرجوری شد این دخترک فلج رو هم با خودمون بردیم پابوس آقا امام رضا.
((از اینجا به بعد رو خادم حرم امام رضا تعریف میکنه))
میگفت سر ظهر بود دیدم صدای نقاره خونه جوری که گوش آدم رو کَر میکنه داره شنیده میشه
رفتم جلو دیدم یه جا جمعیت داره موج میزنه اومدم هرجوری شده خودمو رسوندم به جلوی جمعیت دیدم یه دختری از روی ویلچر بلند شده دارم راه میره
دختره میگفت بابا من بیست دقیقه هم نیست اومدم اینجا این آقا اصن
نمیزاه آدم حرف بزنه تا رسیدم اینجا پاهام قوت گرفت شفا نمیخواستم من میخواستم با امام رضا درد و دل کنم این آقا خیلی خوبه
.
.
بأبی أنت و اُمی یا علی ابن موسی الرضا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
اللهم صل اله محمد و آله محمد
توو دل یه مزرعه
یه کلاغ روو سیاه
هوایی شده بره
پابوس امام رضا(ع)
اما هی فکر میکنه
اونجا جای کفتراست
اخه من کجا برم
یه کلاغ که روسیاست
منکه توی سیاهی ها از همه روو سیاه ترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم
توو همین فکرا بودش
کلاغه عاشقونه
یه دلش میگفت برو
یه دلش میگفت بمون
یه دفعه صدایی گفت
تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو....
آقا قربون کبوتر های حرمت
محمد را هم لایق دیدن حرمت بکن