آداب قرآن
ادب شانزدهم: حفظ قرآن
در میان آداب تلاوت قرآن، حفظ قرآن جایگاه ویژهای دارد به گونهای كه امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مقام دعا از خداوند میخواهد كه حفظ قرآن را محبوب وی گرداند:
اَللهُمَّ فَحَبِّبْ اِلَیْنا حُسْنَ تِلاوَتِهِ وَ حِفْظَ آیاتِهِ.[1]
بار خدایا! نیكو تلاوت نمودن قرآن و حفظ آیاتش را محبوب ما بگردان.
یكی از نعمتهایی كه به بركت انقلاب اسلامی نصیب ملت ایران شده است، رواج حفظ قرآن كریم در بین اقشار مختلف مردم است. قبل از انقلاب حافظان كلّ قرآن شاید به تعداد انگشتان دست نمیرسید در حالی كه بعد از استقرار جمهوری اسلامی و در سالهای اخیر گرایش به حفظ قرآن خصوصاً در میان جوانان بسیار چشمگیر است. در تمام نقاط ایران عزیز مؤسسات و نهادهایی در زمینه حفظ قرآن تأسیس شده و مشغول خدمت به آستان مقدّس قرآن كریم هستند.
در سایه این تلاشهای پیگیر و خالصانه شاهد كوشش هزاران انسان وارسته و علاقمند به قرآن هستیم كه به حفظ قرآن اشتغال دارند. درمیان این عاشقان قرآن حافظان برجستهای دیده میشوند كه در جهان اسلام كمنظیر و یا بینظیر هستند. جا دارد از تلاش تمام دستاندركاران این جهاد فرهنگی سپاسگزاری شده و از خداوند طلب اجر و پاداش مضاعف برای آنان كنیم.
اهتمام نسبت به حفظ قرآن
با وجود تمام این جدّ و جهدها هنوز حفظ قرآن در كشور ما به مرز قابل قبول نرسیده است، زیرا یكی از راههای ترویج فرهنگ قرآن و مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمنان اسلام، اهتمام نسبت به برنامههای قرآنی و حفظ آن است.
بر مسئولان فرهنگی و قرآنی كشور است كه با برنامهریزیهای دقیق و حساب شده و مساعدتهای مادی و معنوی، بستر مناسبی را برای حفظ قرآن كریم آماده كنند و با تبیین جایگاه و ارج نهادن به حافظان قرآن، مشوّق علاقهمندان حفظ قرآن گردند. به خصوص نسلِ جوان پرشورِ مملكت اسلامی را در این راستا مدّنظر قرار دهند.
از طرف دیگر جا دارد عدهای از حافظان قرآن كریم از خداوند استمداد جویند و برای رسیدن به قلههای رفیع این جهاد قرآنی به تربیت حافظان قرآن اقدام نمایند. چه خوب است هر یك از ما مسلمانان مقداری از وقت خود را به حفظ آیات و سُوَر قرآن اختصاص دهیم و آن را توشهای برای زندگی جاوید خود قرار دهیم.
حفظ قرآن دور از عذاب الهی
كسی كه تمام یا قسمتی از قرآن كریم را از حفظ دارد و در حقیقت قلب و جان خود را جایگاه انوار قرآن قرار داده است، چنین قلبی در قیامت عذاب نخواهد شد. حضرت محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ میفرماید:
«لا یُعَذِّبُ اللهُ قَلْباً وَعَی الْقُرْآنِ».[2]
خداوند قلبی را كه قرآن را در خود جای داده، عذاب نمیكند.
حافظ قرآن در همه حال یا در بیشتر اوقات، با قرآن دل مشغول است. او برای نگهداری آیات حفظ شده زبانش با كلام خدا در گردش است و كلام خدا را تلاوت میكند، به این جهت چنین زبانی گِرْد گناه نمیچرخد. حافظهای كه در آن آیات قرآن جای گرفته است فكر گناه را در خود جای نمیدهد. لذا چنین انسانی رفته رفته انسانی الهی میشود و استحقاق پیدا میكند تا از دستاوردهای ویژهای برخوردار گردد.
دستاوردهای حفظ قرآن
1. حافظ قرآن مشمول آمرزش الهی: رسول بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ میفرماید:
«مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ عَنْ حِفْظِهِ ثُمَّ ظَنَّ اَنَّ اللهَ تعالی لا یَغْفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّنِ اسْتَهْزَءَ بِآیاتِ اللهِ».[3]
كسی كه قرآن را از حفظ بخواند، سپس گمان كند كه خداوند متعال او را نمیآمرزد، او از كسانی است كه آیات خدا را به استهزاء گرفته است.
بنابراین حافظ قرآن باید به آمرزش خداوند امیدوار باشد و با كوشش در عمل به دستورات قرآن، خود را در زمره بهشتیان بداند.
2. همراهی با سفیران الهی: صادق آل محمد ـ علیهم السّلام ـ ششمین پیشوای معصوم ما میفرماید:
«اَلْحافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَهِ الْكِرامِ الْبَرَرَهِ».[4]
حافظ قرآنی كه به قرآن عمل كند با سفیران (وحی) خدا، كه بزرگوار و نیكو رفتار هستند، خواهد بود.
و چه نعمتی بالاتر و لذتبخشتر از همنشینی با سفیران خداوند خواهد بود. خوشا به حال آنان كه حافظ قرآن بوده و به آن عمل میكنند.
3. درجات حافظ در بهشت: آورنده قرآن، پیامبر گرامی خدا فرمود:
عَدَدُ دَرَجِ الْجَنَّهِ عَدَدُ آیِ الْقُرْآنِ، فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ الْقُرْآنِ الْجَنَّهَ قیلَ لَهُ اِرْقَ وَ اقْرَأْ، لِكُلِّ آیَهٍ دَرَجَهٌ، فَلا تَكُونُ فَوْقَ حافِظِ الْقُرْآنِ دَرَجَهٌ.[5]
تعداد درجات بهشت به عدد آیات قرآن است. هنگامی كه حامل قرآن داخل بهشت میشود به او گفته میشود: بالا برو و بخوان ، زیرا برای هر آیهای درجهای است. بنابراین بالاتر از حافظ قرآن درجهای نیست.
آرزوی نهایی هر مسلمان مؤمنی راه یافتن به بهشت برین است. این بهشت درجاتی به تعداد آیات قرآن كریم دارد، به آنان كه حامل قرآن هستند در بهشت میگویند: بالا برو و بخوان. بنابراین حافظ قرآن در سایه تلاوت قرآن در دنیا، قرآن با جان او عجین میشود و در سایه عمل به آیات آن به مقام «صاحب القرآن» میرسد. چنین حافظی وقتی وارد بهشت شد به او میگویند: بخوان و بالا برو و او لب میگشاید و آیات قرآن از دهان مبارك او سرازیر میگردد.
پاداش به زحمت افتادن در حفظ
عدهای از مردم دوست دارند قرآن را حفظ كنند ولی تصور میكنند حفظ قرآن مشكل است و مشقّت دارد. یا اینكه حافظهشان ضعیف است و حفظ قرآن برایشان مشكل است. در مورد این افراد امام صادق ـ علیه السّلام ـ وعده دو پاداش داده است:
اِنَّ الَّذی یُعالِجُ الْقُرْآنَ وَ یَحْفَظهُ بِمَشَقَّهٍ مِنْهُ وَ قِلَّهِ حِفْظٍ لَهُ اَجْرانِ.[6]
كسی كه به قرآن بپردازد و آن را با مشقّت و حافظه ضعیف حفظ كند، برای او دو پاداش است.
زیرا یك پاداش برای حفظ قرآن است و پاداش دوّم به خاطر حافظه ضعیف است كه سبب میشود تا زحمت بیشتری نسبت به افراد معمولی بكشد.
دعای فراموش نكردن حفظ قرآن: دعایی در كتب حدیث آمده است كه مربوط به نگهداری حفظ قرآن و فراموش نكردن آیات حفظ شده است. این دعا از امیرمؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است. امام فرمودهاند: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: آیا میخواهی دعایی را به تو بیاموزم كه قرآن را فراموش نكنی! (و این دعا را خواندند):
اَللّهُمَّ ارْحَمْنی بِتَرْكِ مَعاصیكَ اَبَداً ما اَبْقَیْتَنی، وَ ارْحَمْنی مِنْ تَكَلُّفِ ما لا یَعْنینی، وَ ارْزُقْنی حُسْنَ الْمَنْظَرِ فیما یُرْضیكَ عَنّی، وَ اَلْزِمْ قَلْبی حِفْظَ كِتابِكَ كَما عَلَّمْتَنی، وَ ارْزُقْنی اَنْ اَتْلُوَهُ عَلَی النَّحْوِ الَّذی یُرْضیكَ عَنّی.
اَللّهُمَّ نَوِّر بِكِتابِكَ بَصَری، وَ اشْرِحْ بِه صَدْری، وَ فَرَّحْ بِهِ قَلبِی، وَ اَطْلِقْ بِهِ لِسانی، وَ اسْتَعْمَل بِهِ بَدَنی، وَ قَوِّنی عَلی ذلك، وَ اَعِنّی عَلَیْهِ اِنَّهُ لا مُعینَ عَلَیْهِ اِلّا اِنْتَ، لا اِلهَ اِلّا اِنْتَ.[7]
خدایا! تا زنده هستم، با ترك نافرمانیت به من ترحّم نما و به من رحم كن از رنج كشیدن برای آنچه به كارم نیاید، و به من روزی كن خوش نمایی در آنچه تو را از من خشنود سازد، و قلبم را به حفظ قرائت وادار كن آن گونه كه به من آموختی، و مرا روزی كن آن را همانگونه كه خوشایند توست بخوانم.
بار خدایا! با قرآنت دیدگان مرا روشن كن، و به وسیله قرآن سینه مرا بگشای، دلم را شاد كن و زبانم را باز كن، بدنم را به وسیله آن به كار گیر، و با آن مرا نیرومند ساز، با قرآن مرا یاری كن زیرا یاوری در آن جز تو نیست، جز تو كسی شایسته پرستش نیست.
[1] . اصول كافی، ج 2، باب «الدعاء عند قراءه القرآن»، ص 417.
[2] . وسائل الشیعه، ج 4، ص 825.
[3] . مستدرك الوسائل، ج 4، باب 17، ص 269، روایت 4669.
[4] . اصول كافی، ج 2، باب «فضل حامل القرآن»، ص 441.
[5] . بحار الانوار، ج 89، ص 22.
[6] . اصول كافی، ج 2، «من یتعلّم القرآن بمشقّه»، ص 443 ـ 444.
[7] . اصول كافی، ج 2، باب «الدّعاء فی حفظ القرآن»، ص 420.
|
|
|
|
|
آداب باطنی تلاوت قرآن1
|
|
آداب باطنی تلاوت قرآن، نسبت به آداب ظاهری از اهمیت بیشتری برخوردار است و در هنگام تلاوت قرآن، میبایست مدّنظر قرار گیرد. اهمیت عبارت از فهمیدن اصل كلام و درك عظمت آن است. تلاوت كننده، باید بداند كه با چه سخن بزرگی مواجه است! سخنی كه نشانه لطف و رحمت و عنایت آفریدگار هستی به آدمی است. سخنی كه حقایق والا را به اندازه فهم و درك انسانها تنزل داده است. و چگونه آن كلام آسمانی و خدایی در قاب حروف و اصوات كه از صفات بشری است بر انسانها متجلی شده است. قاری قرآن باید از كلام خدا درس بگیرد چنان چه قرآن میفرماید: وَ دَرَسُوا ما فیهِ[1]؛ انسانها باید از آن چه در این قرآن است درس گیرند (و بدان عمل كنند). همچنین قاری قرآن بایستی آیات الهی را با گوش جان بشنود و آن را به مغز و خاطره خود بسپارد، چنان چه قرآن در این باره میفرماید: «لِنَجْعَلَها لَكُمْ تَذْكِرَهً وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌ»؛ لطفهایی درباره شما نمودیم و نعمتهایی كه به شما عطا كردیم برای این است كه عبرت و پند بگیرید، و لیكن در میان افراد بشر فقط گوشهای شنوایِ هوشمندان، آن پند و اندرزها را میشنوند. باید توجه داشته باشیم كه درك عظمت كلام الهی، جز با فكر و اندیشیدن در محتوای آن میسّر نیست. تلاوت و اخلاص یكی از مسائل مهمی كه باید آن را جزو اركان تأثیر قرآن در دلها دانست، اخلاص در قرائت است. هر عملی كه بدون آن صورت گیرد بیارزش و از درجه اعتبار، ساقط میباشد. اخلاص، روح عبادت و سرمایه اخروی است. اگر قرائت قرآن برای اهداف غیر الهی باشد مثل این كه (مردم) خوششان آید، یا آن را وسیله گدایی قرار دهد و قصد پول به جیب زدن را داشته باشد، نه تنها، ثواب ندارد بلكه عقاب هم دارد. اخلاصِ در تلاوت، این است كه قاری از ابتدای قرائت تا انتهای آن، فقط خشنودی خدا را درنظر بگیرد. اصولاً هر عبادتی، وقتی مقبول درگاه الهی میشود، كه با خلوص نیّت همراه باشد. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «اِنّمَا الْاَعْمالُ بالنِّیاتِ»؛ اعمال هر كسی بستگی به نیّت او دارد. یكی از جاهایی كه شیطان دركمین نشسته تا راهزن عبادت باشد، هنگام تلاوت قرآن است. به خصوص اگر قاری در مجلسی و در حضور جمعی از مردم تلاوت میكند، میبایست مراقب باشد كه شیطان در حریم قرائت او وارد نشود. گاه شیطان به انسان چنین القا میكند كه، ببین چقدر زیبا تلاوت میكنی، چگونه مردم تو را تشویق میكنند. و یا به قاری قرآن تلقین میكندكه تو از سایر قاریان بهتر تلاوت میكنی، و به همین جهت است كه مردم به تو احترام میكنند. چه بسا اتفاق میافتد، قاری قرآن در تمام طول قرائتش به این مسائل فكر میكند، وقتی قرائتش تمام شد به خود میآید و متوجه میشود تنها چیزی كه در نظر نداشته، خلوص نیّت، رضایت خداوند و معانی كلام خدا و تفكر و تدبّر در آیات بوده است. گاهی اوقات انسان در منزل به تنهایی قرآن را زمزمه میكند، باز میبیند شیطان دست از او بر نمیدارد. تا شروع به تلاوت میكند، افكار گوناگون وخاطرههای گذشته به ذهن او هجوم میآورد. لذا قاری باید در تمام مدّت قرائت به این توجه داشته باشد كه، قرآن، كلام خداوند است و هیچ كلامی محترمتر از آن نیست. هدف از قرائت، اطاعت دستور خداوند و اعلام بندگی به درگاه او است. با تلاوت قرآن میخواهیم مفاهیم آن را بفهمیم و با عمل به آیات آن، در زمره رستگاران قرار گیریم. اگر انسان قرآن را با توجه كامل و اخلاص تلاوت نماید، خداوند پاداش عظیمی به او عنایت میكند. معصوم ـ علیه السّلام ـ در این زمینه چنین میفرماید: كسی كه برای رضایت خدا و به خاطر فهمیدن دین، قرآن را تلاوت نماید، پاداش او همانند پاداشی است كه خداوند به فرشتگان، پیامبران و رسولان خود میدهد.[2] اگر قاریان قرآن، اراده كنند كه آن را با اخلاص قرائت كنند و در این راه سعی و كوشش نمایند، به طور حتم خداوند آنان را یاری میكند. باید از او بخواهیم: پروردگارا! ما را به خواندن قرآن دعوت كردی، و ما پذیرفتیم، پس ما را یاری كن تا فقط، در صدد كسب رضایت تو باشیم. امام صادق در این باره میفرماید: خدایا مرا به تلاوت قرآن، آن گونه كه باعث خشنودی توست وادار كن.[3] تلاوت بدون اخلاص كسانی هستند كه قرآن را، با ترتیل میخوانند، و شاید صوت بسیار زیبایی داشته باشند امّا اخلاص در تلاوت ندارند و برای رضایت خدا نمیخوانند، بلكه قصد آنان از تلاوت، تعریف و تمجید مردم، ریا و تظاهر، دكّان و پول، و خودپسندی است. چنین اشخاص نه تنها از زحمت خود سودی نبردهاند، بلكه خود را هم مسئول قرآن و خدا قرار داده و جهنّم را برای خود خریدهاند. به روایاتی كه در این باره آمده توجه كنید. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: كسی كه برای استفاده از مردم قرائت قرآن كند، روز قیامت در حالی محشور میشود كه چهره او، استخوان بدون گوشت است.[4] در روایتی دیگر از رسول گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین آمده است: كسی كه قرآن را بعد از فراگرفتن تلاوت كند، ولی به آن عمل نكند و قصدش از تلاوت آن باشد كه مال و زینت دنیا را به دست آورد، مستوجب غضب خداوند است و در آخرت، با یهود و نصاری در یك صف قرار دارد. زیرا آنان هم، كتاب خود را پشت سرشان انداختند. و كسی كه قرآن را با هدف، ریا و خودنمایی تلاوت كند و به وسیله آن دنیا را طلب كند، روز قیامت خدا را ملاقات میكند در صورتی كه چهره او استخوان بدون گوشت است و قرآن به پشت گردن او میزند تا او را داخل آتش كند. و كسی كه قرآن را فراگیرد و آن را برای ریا تلاوت كند و با جاهلان بحث نماید و یا به علماء مباهات كند و هدف او، به دست آوردن ثروت دنیا باشد؛ خداوند روز قیامت استخوانهای او را از هم پراكنده میسازد. و در جهنّم نیز بیشتر از همه مجازات میشود و خداوند از شدت غضب (ملائكه) او را به انواع عذاب، مجازات میگرداند.[5] امام باقر ـ علیه السّلام ـ هم قاریان قرآن را بر سه دسته تقسیم كرده است و میفرماید: تلاوت كنندگان قرآن بر سه گروهاند. یكی آن كه قرآن را تلاوت میكند و آن را سرمایه كسب خود قرار میدهد و پادشاهان رابه وسیله آن میدوشد و به مردم بزرگی میفروشد. دوّم كسی كه قرآن میخواند و حدود آن را نگهداری ننموده و به دستوراتش عمل نمیكند، كه خدا امثال اینان را در قرآن خواندن زیاد نكند! سوّم كسی كه قرآن میخواند و داروی قرآن را بر دل دردمندش مینهد و برای خواندن و به كار بستن دستوراتش شبها را بیدار میماند.اینان در میان قرآن خوانان از كبریت احمر كمیابتراند.[6] در میان این سه گروه تنها یك طایفه را تمجید میكند و با تمام وجود، دو طایفه دیگر را نفرین مینماید. تلاوت و تدبّر در آیات لازم است كسی كه تلاوت قرآن میكند و كسی كه به آن گوش میدهد، در آیات الهی به تدبّر وتفكّر بپردازد. گویا با خدا سخن میگویند و خدا نیز با آنان سخن میگوید. باید با اندیشیدن در مفهوم ومعنای آیات، خود را در معرض تابش نور الهی قرار دهند و در یك فضای معنوی نفس بكشند. تدبّر كردن در آیات، انسان را در دنیایی از معارف و مفاهیم والا قرار میدهد كه هیچ چیز با آن برابری نمیكند، و آیات، به عنوان كلیدهای سعادت انسانی در اختیار او قرار میگیرند؛ زیرا مقصود اصلی از قرائت قرآن همین تفكّر و تدبّر است. امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ درباره تدبّر و تفكّر متقیّن و تلاوت كنندگان قرآن، چنین میفرماید: آنان هر گاه به آیهای برسند كه در آن تشویق باشد با علاقه فراوان به آن روی میآورند و روح جانشان با شوق در آن خیره میشود و آن را همواره نصب العین خود میسازند، و هر گاه به آیهای برخورد كنند كه در آن بیم عذاب باشد، گوشهای دل خویشتن را برای شنیدن آن باز میكنند و صدای ناله و به هم خوردن زبانههای آتش با آن وضع مهیبش در درون گوششان طنین انداز است.[7] كلام امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ اشاره به این است كه آنها هنگام تلاوت قرآن، در آیات آن تدبّر و تفكر میكنند و تلاوت ایشان توام با تأمّل و تفكر است. گویا این كلام حضرت را شنیده و به كار بستهاند كه فرمود: ای مردم! آگاه باشید! خیر در تلاوتی نیست كه در آن تدبّر و دقت نباشد. بدانید خیر در عبادتی نیست كه در آن آگاهی و فهم نباشد.[8] قرآن كریم؛ مردم، به خصوص صاحبان فكر و اندیشه را به تدبّر و تفكر در آیات، فراخوانده است. آن جا كه میفرماید: «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ مُبارَكٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ»؛[9] (این قرآن بزرگ) كتابی است مبارك و با بركت و عظیم الشأن كه ما آن را به سوی تو فرستادیم تا بندگان من در آیاتش تفكر كنند و بیندیشند و صاحبان عقل متذكر حقایق آن شوند. «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»؛[10] آیا مردم در قرآن از روی فكر و تدبر نمینگرند (تا بر آنان ثابت شود كه آن وحی، خداوند است). منظور از تدبر این است كه قلب به تفكر در معنای الفاظ و عباراتی كه میخواند بپردازد، معنای هر آیه را بفهمد و در اوامر و نواهی آن تأمّل كند، به دریافتهایش اعتقاد و ایمان آورد تا در نتیجه اگر از گذشته تا حال نسبت به اوامر و نواهی آن كوتاهی كرده، پوزش خواهد و آمرزش طلبد و خود را از زشتی و بدی پاك سازد، و یا اظهار خواری و فروتنی كند و طلب بخشش نماید. [1] . سوره اعراف، آیه 169؛ سوره حاقه، آیه 12؛ بحار الانوار، ج 67، ص 21. [2] . وسایل الشیعه، ج 4، ص 838. [3] . سنن النّبی، علامه طباطبایی، ص 353. [4] . وسائل الشیعه، ج 4، ص 837. [5] . اخلاق اسلامی، ج 1، ص 502، نقل از چهل حدیث، ص 427. [6] . كافی، ج 4، كتاب فضل القرآن، باب النوادر، حدیث 1. [7] . نهج البلاغه، خطبه 182، خطبه همام. [8] . بحار الانوار، ج 92، ص 112، میزان الحكمه، ج 8، ص 88. [9] . سوره ص، آیه 29. [10] . سوره نساء، آیه 81. |
|
آداب باطنی تلاوت قرآن2
|
|
خود حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم در آيات قرآن، بيش از همه تفكر و تدبر ميفرمود. از اباذر نقل شده است، پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ به قرائت قرآن پرداخت و در يكي از آياتش آن قدر درنگ و تفكر كرد تا شب را به صبح رسانيد. آيه اين بود: «إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»؛[1] اگر مردم را عذاب كني بندگان تواند (كسي نميتواند تو را منع كند و از عذاب جلوگيري نمايد) و اگر از آنها درگذري باز قدرت عفو در دست تو است و هيچ كس قدرت مخالفت با حكمت و علم تو را ندارد. امام سجاد ـ عليه السّلام ـ دربارة تدبّر در آيات ميفرمايد: آيات قرآن گنجينههاي علماند، بنابراين هر گاه گنجينهاي گشوده شود، شايسته است كه در آن نظر كني.[2] امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: به راستي در اين قرآن مشعلهاي فروزان هدايت و چراغهاي روشن كنندة تاريكيها است. بايد طالب حق ديدة خود را باز كند و براي كسب نور، چشم بصيرت بگشايد، زيرا تفكر، زندگي بخش دل هر انسان آگاه و بينا است.[3] تلاوت و حضور قلب يكي ديگر از آداب باطني تلاوت اين است كه قاري، هنگام تلاوت، فقط توجّهش به قرآن باشد و بس. توجه كامل داشتن از حضور قلب سرچشمه ميگيرد. اگر انسان هنگام تلاوت، حضور قلب داشته باشد و فكر و انديشه خود را به چيز ديگر مصروف ندارد، تمركز انديشه پيدا ميكند و همين امر سبب شادي و انبساط خاطرش ميشود. در معنا و تفسير آية شريفة «يا يَحْيي خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ»[4] گفته شده است: اي يحيي با جدّيت و كوشش كتاب را بگير، يعني هنگام تلاوت كتاب، وجود خود را از تمامي افكار و انديشههاي پوك ومادّي دور بدار و فقط متوجه تلاوت باش!. جلوگيري ذهن از انحراف و توجه دادن آن از مسائل گوناگون به يك مسئله خاصّ، امري بس دشوار و نيازمند به تمرين زياد است. آن چه را كه عموم مردم «حواس پرتي» ميخوانند به راحتي قابل پيشگيري نيست و حضور قلب نيز چيزي جز «حواس جمعي» نميباشد. كسي كه قرآن را تلاوت ميكند، بايد به آنچه ميخواند، عنايت وتوجه داشته باشد و كلمات و آيات را بر حسب عادت و چرخش زبان نگويد؛ زيرا، قاري فقط از آن مقدار آياتي كه با توجه خوانده است، بهره ميبرد. امّا آنچه را كه بيتوجه خوانده، مانند آبي است كه هدر رفته و مزرعه را سيراب نكرده باشد. منظور اين است كه هنگام تلاوت، تمام حواس قاري به آيات الهي باشد و هيچ همّ وغمّ ديگري را به دل راه ندهد. تلاوت و تأثيرپذيري چه خوب است قاري هنگام تلاوت آيات الهي، متأثر شود و با آگاهي از مضمون آية محزون كننده، حالت حزن و آية فرح بخش، حالت نشاط و شادي پيدا كند. چنان چه خود حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ از آيات الهي متأثر ميشد. با اين وجود، قلب آمادة تأثير پذيري ميشود. قاري بايد به تناسب معناي آيهاي كه ميخواند حالتي مناسب در دل احساس كند. يعني اگر به آية عذاب ميرسد احساس وحشت نمايد و اگر به آيه مغفرت ميرسد شاداب گردد، اگر به آيات بهشت رسد اميدوار شود. از اين رو گفتهاند: انسان با ايمان كه قرآن را تلاوت ميكند، اندوهش افزون، شادياش اندك، گريهاش فراوان، خندهاش كم، مشغوليتش بسيار و راحتياش قليل ميشود. تلاوت و توجه به عظمت خدا سزاوار است كه قاري، در آغاز تلاوت، به عظمت گويندة قرآن، توجه كند و بداند كه قرآن، سخن بشر و مخلوق ديگري نيست. همان طور كه ظاهر آيات قرآن را جز با طهارت و وضو نميتوان لمس كرد، معني و مفهوم و حقيقت آن نيز جز با پاكي قلب از آلودگي و صفات زشت، قابل درك نيست. در هنگام تلاوت، بايد هر كس به خود گوشزد كند كه گويندة اين سخنان و آيات، آفريدگار همه موجودات و روزي دهندة همة جنبندگان است. همة مخلوقات، تحت سيطرة او قرار دارند و در فضل و رحمت او غوطه ورند ـ آن رحمتي كه برغضبش فزوني دارد ـ اگر به بندگانش نعمت عطا كند، از فضل و كرم بيپايان اوست و اگر عذاب و مجازات كند، از عدالت او است. در نهايت همان بزرگوار است كه ميفرمايد: اين طايفه، چون اهل طاعت و عبادت بودند در بهشتند و آن طايفه، چون اهل گناه و معصيت بودند اهل دوزخند. همانا به وسيلة انديشه و تفكر در آيات، قرآن بر دل مينشيند و كلام خدا در قلب مؤثر ميافتد. انديشه كردن در آيات و انديشيدن دربارة گويندة آن از اهميّت فوق العادهاي برخوردار است. تلاوت قرآن و فهم آن قاري قرآن، هنگام تلاوت بايد در آيات آن تفهّم كند و از هر آيهاي آنچه را مقصود قرآن است دريافت كند و براي هر آيهاي، توضيح و شرحي مناسب با موضوع آن، به دست آورد. فهم آيات، از تدبّر در آنها مهمتر است. چه بسا افرادي كه در آيات تدبر كنند امّا نتيجهاي عايدشان نميشود. قاري قرآن در هنگام تلاوت بايد آن قدر تدبّر كند تا مفهوم آيه را درست و صحيح دريافت كند. تلاوت و ترك موانع فهم بعضي از مردم و قاريان به اين علّت كه شيطان بر فهم و قلب آنان پرده افكنده است، از فهم معاني آيات قرآن محروم و از درك اسرار و شگفتيهاي آن بيبهرهاند. قاريان بايد در رفع موانع و حجابهاي شيطاني بكوشند. و تا قدرت دارند سعي نمايند تا آنها را برطرف كنند. مهمترين حجابها كه شيطان بر روي فهم انسان قرار ميدهد چهار چيز است: 1. دقت بيش از حدّ در تجويد: برخي از مردم و «قاريان» تمام تلاش و توجه خود را صرف تلفظ صحيح كلمات قرآن ميكنند تا مبادا حرفي را از مخرج نادرست ادا كنند. در چنين وضعيّتي (توجه به معاني و مفهوم قرآن) ديگر مجالي باقي نميماند و اين كار به عهدة آن شيطاني خواهد بود كه قسم خورده است تا با وسوسههاي خود، مردم را از درك معاني كلام الله باز دارد و آنها را وادار كند كه در اداء حروف ترديد نمايند. 2. تقليد و تعصب: اين كه قاري در مسائل و دستورات، از كسي تقليد كند و با تقليد از ديگران، آنها را فراگرفته و نسبت به آن تعصّب داشته باشد. اين چنين اعتقاد و تعصّب، مانع از ترقي است و به او اجازه نميدهد كه غير از موارد اعتقادياش به ديگر موضوعات فكر كند. 3. پيروي از هواهاي نفساني: اين كه قاري و تلاوت كنندة قرآن بر گناهي اصرار ورزد و تكبّر نمايد و يا مبتلا به هواي نفس باشد كه، اين گناهان سبب تاريكي دل گشته و همانند گرد و غبار بر آيينه قلب نشسته است، از اين جهت تلاوت از تجلّي و نوراني شدن قلب جلوگيري ميكند و اين خود، بزرگترين حجاب دل است كه بيشتر مردم به آن مبتلا هستند. 4. اين كه قاري، تفسير ظاهري آيات را بخواند و چنين فكر كند كه معاني كلمات قرآن منحصر به همان است كه او خوانده است و معنا و تفسير ديگري ندارد. و اين خود از حجابهاي بزرگ فهم قرآن است. تلاوت و از مصاديق آيه بودن تلاوت كننده بايد چنين تصور كند كه مقصود از هر خطاب قرآن، خود او است. پس اگري امري از قبيل امر به نماز، زكات، جهاد، روزه، حج و غيره را در قرآن تلاوت ميكند يا وعده و وعيدي را ميشنود يا به آيات نهي برخورد ميكند، خود را مخاطب آنان بداند. اگر داستانهاي انبياء و اقوام گذشته را قرائت مينمايد آنها را به منزلة افسانه و سرگرمي تلقّي نكند، بلكه بداند كه مقصود از آنها، پند وعبرت است. قاري بايستي از لا به لاي آنها، از آن چه كه مورد نياز ميباشد، استفاده كند و به موقع به كار بندد، قرآن در مورد پند پذيري از آيات چنين ميفرمايد: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»؛[5] و ما قرآن را براي پند گرفتن آسان ساختيم. پس آيا پند گيرندهاي هست!؟ چه خوب است كه قاريان قرآن، خود را از مصاديق تمام آيات قرار داده و خود را منطبق با آنها بسازند. تلاوت و ترقّي تلاوت كننده بايد به مرحلهاي از رشد برسد كه گويا كلام را مستقيم از خداوند ميشنود. بايد بدانيم قرائت، سه درجه دارد. پايينترين آن، اين است كه قاري آن را بر خدا ميخواند و خود را در برابر او ميبيند. در اين مرحله، حال او در برابر خالق، حالت در خواست و تضرّع و گريه و ناله و راز و نياز خواهد بود. در مرحله بالاتر، تلاوت كننده با قلب خود شهادت ميدهد كه پروردگار با تمام الطافش، او را مخاطب ساخته و مشمول نعمتهاي خود قرار داده است. در اين مرحله مقام قاري، مقام حيا، تعظيم، گوش دادن و فهم است. در مرحلة سوّم، قاري در كلمات قرآن، صفات خدا را ميبيند و به خود و قرائتش مينگرد. انديشهاش را متوجه او ميكند، گويي غرق در ديدار اوست، نه تنها به قرائتش بلكه به نعمتهاي او نيز بيتوجه ميشود. دراين باره امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايد: به خدا قسم، خداوند در كلام خود تجلي كرده است، ولي قاريان او را نميبينند.[6] تلاوت و تبرّي تلاوت كننده بايد از خودخواهي دوري كند، به خود خوش بين نباشد. هنگامي كه آيات مربوط به «بهشت» و صالحان را ميخواند به خود ربط ندهد. بلكه براي اهل يقين و صديقين گواهي دهد و براي خود ابراز اشتياق نمايدكه به آنان بپيوندد و هنگامي كه آيات «غضب» و مذمت گناه كاران را ميخواند، خود را مخاطب آن فرض كند و به خدا پناه ببرد و با خشيت و خوف، خود را مخاطب سازد و به خود بگويد: اي نفس! مبادا تو از آنان باشي. امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ در بيان صفات متقين در اين باره چنين ميفرمايد: هنگامي كه آنان به آيهاي برخورد ميكنند كه در آن ذكر تهديدي است، با گوش قلب آن را ميشنوند و چنين ميانديشند كه صداي آتش جهنم در گوشهايشان است.[7] هر كس با اين آداب و شرايط كه ذكر شد قرآن را تلاوت كند خداوند، تمام گناهان او را ميآمرزد. حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين باره ميفرمايد: هر كس قرآن را با آداب و شرايطش تلاوت كند خداوند بدن او را بر آتش جهنّم حرام ميگرداند و از جاي خود بر نميخيزد، مگر آن كه گناهان او و پدر و مادرش آمرزيده ميشود و به هر سورهاي كه قرائت كند شهري در بهشت به او عطا ميكند.[8] [1] . خلاصة الاتقان في علوم القرآن، ص 40؛ سورة مائده، آية 118. [2] . الكافي، ج 2، ص 609، باب 4، في قرائته، حديث 2، عدّة الداعي، ص 267. [3] . الكافي، ج 2، ص 599 و 600، كتاب فضل القرآن، حديث 5. [4] . سوره مريم، آية 22. [5] . سوره قمر، آية 22. [6] . اسرار الصلوة، شهيد دوّم، ص204. [7] . نهج البلاغه، خ 191. [8] . انوار المجالس، ج 2، ص 19. |