راسخون

بانك جوك و لطيفه

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! 

hameddaland کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 32
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

 طرف میره جوراب بخره میگه آقا یه جوراب بده
فروشنده 
: مردانه؟
طرف : بخدا راست میگم آقا یه جوراب بده

hameddaland کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 32
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

 کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه

hameddaland کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 32
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

 در يك كنفرانس پزشكى، دكتر معروفى در حين سخنرانى گفت: از آن مى‏ترسم كه ما پزشكان در اين دنيا دوستان زيادى نداشته باشيم.
صدايى از آخر سالن: در آن دنيا كمتر!

hameddaland کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 32
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

 كشيشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسيد: بايد چه كار كنيد تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسركى از ته كلاس: بايد گناه بكنيم آقاى كشيش.

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

*گیوه چیست؟ کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راست میپوشد. 

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

*تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده 

hameddaland کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 32
|
تاریخ عضویت : آذر 1389 

 غضنفر با عينك دودي كنار دريای خزر مي رود و مي گويد: چقدر نوشابه سياه!

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

• پیرزنه تو اتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره ميذاره تو دهنش میگه نیاوران نیگه دار. 

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

 به يکی ميگن بچه ات اکس ميزنه ميگه اکس چي چيه؟ ميگن بابا همون قرصه ديگه که ميخورن ميرن فضا . اونم مياد خونه و يه دونه محکم ميزنه تو گوش بچه اش و ميگه پدر سگ اکس ميخوری؟ بچه هم ميگه نه بابا کی گفته ؟ باباهه ميگه خفه شو، ضر نزن، تو فضا ديدنت. 

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

 يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست. 

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

 غضنفر خودش رو به موش مردگی ميزنه گربه مياد می خوردش.

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

• غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه! 

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

• افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه‌: جناب شما به خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راه‌ها جايزه برديد. حالا مي‌خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند چرت و پرت ميگه! تو صندلي عقب، يك جوونكي خواب بوده، ‌ازين سر و صدا بلند ميشه،‌ ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ‌ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟! 

lovern کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 115
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 

غضنفر زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش ميپرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ غضنفر ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. غضنفر ميگه: خوبه همينو بدين.