0

بانك جوك و لطيفه

 
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

غضنفر شهردار می شه، صبح زود برای افتتاح پروژه ساختمانی می ره عصر می شه … « شب می شه … ولی خبری ازش نمی شه . نصفه شب خاک آلود و خسته می ره خونه زنش می پرسه: کجا بودی تا این وقت شب ؟ غضنفر می گه: والله موقع کلنگ زدن، مردم ... تشویقم کردن، منم یواش یواش بدنم گرم شد و زیر زمینش رو کندم ! 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:23 PM
تشکرات از این پست
hameddaland
hameddaland
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 32
محل سکونت : golestan

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 طرف میره جوراب بخره میگه آقا یه جوراب بده
فروشنده 
: مردانه؟
طرف : بخدا راست میگم آقا یه جوراب بده

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ... .

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:26 PM
تشکرات از این پست
hameddaland
hameddaland
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 32
محل سکونت : golestan

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ... .

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:27 PM
تشکرات از این پست
hameddaland
hameddaland
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 32
محل سکونت : golestan

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 در يك كنفرانس پزشكى، دكتر معروفى در حين سخنرانى گفت: از آن مى‏ترسم كه ما پزشكان در اين دنيا دوستان زيادى نداشته باشيم.
صدايى از آخر سالن: در آن دنيا كمتر!

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ... .

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:28 PM
تشکرات از این پست
hameddaland
hameddaland
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 32
محل سکونت : golestan

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 كشيشى سر كلاس درس از بچه‏ها پرسيد: بايد چه كار كنيد تا گناهان شما بخشوده شود؟
پسركى از ته كلاس: بايد گناه بكنيم آقاى كشيش.

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ... .

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:29 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

*گیوه چیست؟ کفشی است که غضنفر به علت تشخیص ندادن پای چپ و راست میپوشد. 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:30 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

*تو شهر غضنفر اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. غضنفر به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:30 PM
تشکرات از این پست
hameddaland
hameddaland
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 32
محل سکونت : golestan

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 غضنفر با عينك دودي كنار دريای خزر مي رود و مي گويد: چقدر نوشابه سياه!

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ... .

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:31 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

• پیرزنه تو اتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش. بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره ميذاره تو دهنش میگه نیاوران نیگه دار. 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:35 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 به يکی ميگن بچه ات اکس ميزنه ميگه اکس چي چيه؟ ميگن بابا همون قرصه ديگه که ميخورن ميرن فضا . اونم مياد خونه و يه دونه محکم ميزنه تو گوش بچه اش و ميگه پدر سگ اکس ميخوری؟ بچه هم ميگه نه بابا کی گفته ؟ باباهه ميگه خفه شو، ضر نزن، تو فضا ديدنت. 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:36 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست. 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:37 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

 غضنفر خودش رو به موش مردگی ميزنه گربه مياد می خوردش.

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:39 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

• غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه! 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:40 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

• افسره جلوي يك ماشين رو ميگيره، به راننده ميگه‌: جناب شما به خاطر بستن كمربند ايمني، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمايت از ايمني راه‌ها جايزه برديد. حالا مي‌خوايد با اين پول چيكاركنيد؟ يارو ميگه: فكر كنم باهاش برم گواهينامم رو بگيرم! يك زنه كنار دستش نشسته بوده، ميگه: گوش نكنيد جناب سروان، اين شوهر من وقتي مسته يك بند چرت و پرت ميگه! تو صندلي عقب، يك جوونكي خواب بوده، ‌ازين سر و صدا بلند ميشه،‌ ميگه: من همون اول گفتم با ماشين دزدي نميشه فرار كرد!! يهو يك نفر از تو صندوق عقب داد ميزنه: ‌ببينم بالاخره از مرز گذشتيم يا نه؟! 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:40 PM
تشکرات از این پست
lovern
lovern
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 115

پاسخ به:بانك جوك و لطيفه

غضنفر زنش گم شده بوده، ميره به كلانتري اطلاع ميده. افسره نگهبان ازش ميپرسه: خوب مشخصات خانمتون چيه؟ غضنفر ميگه: يعني چي؟ مشخصات چيه؟! افسره بهش ميگه: ببين، مثلا خانوم من قدش بلنده، موهاش بوره، چشماش آبيه روشنه. غضنفر ميگه: خوبه همينو بدين. 

یک شنبه 3 بهمن 1389  5:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها